دعای 16 : دعای امام سجاد (علیه السلام) در آمرزش خواهی

نویسنده : ط ط دوشنبه 6 خرداد 1392 03:00 ق.ظ  •   

 

نیایش امام سجاد(علیه السلام) در آمرزش خواهی :

خدایا، ای آن كه گناهكاران از رحمتِ تو یاری خواهند.

ای آن كه درماندگان به یادكرد احسانِ تو امان جویند.

ای آن كه خطا پیشگان از بیم تو با فریاد بگریند.

ای مونس مردم گریزانِ دور از دیار. ای غمگسار غم زدگان و شكسته دلان. ای فریادرس بیکسانِ بی‌یاور. ای یاور نیازمندانِ رانده شده.

تویی كه رحمت و دانشت در همه جا فراگیر است.

تویی كه هر آفریده را از نعمت خود بهره‌مند كرده‌ای.

تویی كه بیش از آن چه كیفر می‌دهی، در می‌گذری.

تویی كه پیش از به خشم آمدن، مهر می‌ورزی.

تویی كه افزون بر آنچه باز می‌داری، می‌بخشی.

تویی كه آفریدگان همه از رحمتت گشایش می‌یابند.

تویی كه كه چون كسی را نعمتی ببخشی، پاداشی از او نخواهی.

تویی كه در كیفر دادن سركشان، اندازه نگه می‌داری.

و من، ای معبودِ من، بنده‌ی تو هستم كه به دعا فرمانش داده‌ای؛ پس می‌گوید: لبّیك و سعدیك. اینك این منم، ای پروردگار من، افتاده بر درگاهِ تو.

این منم كه بار گناهان بر پشتم سنگینی میکند. این منم كه عمرم را در گناه به سر آوردم. این منم كه از روی نادانی نافرمانی‌ات كردم؛ حال آن كه این گستاخی در حقِ تو روا نبود.

ای معبود من، آیا بر كسی كه می‌خواندت رحمت می‌آوری تا من در خواندنِ تو سخت بكوشم؟ آیا آن كسی را كه به درگاهت زار می‌گرید می‌آمرزی تا من نیز اكنون به گریه آغازم؟ آیا از كسی كه به خواری چهره بر خاكِ درت می‌ساید در می‌گذری؟ آیا كسی را كه از بینوایی خود پیش تو گِلِه میکند و تنها به تو امید بسته است، بی‌نیاز می‌سازی؟

ای خدای من، آن را كه جز تو بخشنده‌ای نمی‌یابد، نومید مگردان، و آن را كه جز از تو، از هیچ كس دیگری بی‌نیازی نخواهد، وامگذار.

ای خدای من، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و از من روی مگردان كه من رو به سوی تو آورده‌ام، و از رحمت خود بی‌نصیبم مكن كه دل به امید تو بسته‌ام، و دست رد بر سینه‌ام مزن كه بر درگهت به خدمت ایستاده‌ام؛

تویی كه خود را به رحمت ستوده‌ای. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و بر من رحمت آور. و تویی كه خود را بخشنده نامیده‌ای، پس گناهم را ببخشای.

ای معبود من، می‌بینی كه چگونه از ترس تو اشكم روان است و قلبم از بیم تو پریشان، و اندامم از شكوه تو لرزان.

و این همه، برای آن است كه من از كردار بدِ خود شرمنده‌ام، و از بس به درگاه تو نالیده‌ام، صدایم بند آمده، زبانم یاری نمیکند كه با تو به راز و نیاز سخن گویم.

پس، ای معبود من، ستایش برای توست. چه بسیار عیب‌ها كه از من پوشیده‌ای و رسوایم نكرده‌ای، و چه بسیار گناهان مرا كه نهان داشته‌ای و بدان‌ها شهرتم نداده‌ای، و چه بسیار آلودگی‌ها كه بدان‌ها آلوده گشته‌ام و تو از آنها پرده برنگرفته‌ای و نشان بدنامی بر گردنم نیفكنده‌ای و زشتی‌های آن آلودگی‌ها را بر همسایگان عیب‌جوی من و رشكبران نعمتی كه به من داده‌ای، آشكار نساخته‌ای.

آن گاه، این همه، مرا از ادامه‌ی آن كارهای ناپسند كه خود می‌دانی، باز نداشت.

حال ای معبود من، چه كسی به رستگاری خویش از من نادان‌تر، و به نصیب خود از من غافل‌تر، و به سامان بخشی نفس امّاره از من بی‌اعتناتر است كه آن روزی ارزانی شده‌ات را خرج گناهی میکنم كه مرا از آن برحذر داشته‌ای؟ و چه كسی بیش از من در گرداب باطل غوطه‌ور و به زشتكاری گراینده‌تر است كه چون بر سر دو راهی دعوت تو و فراخوانِ شیطان می‌ایستم، با دیده‌ی باز و آگاهانه در پی دعوت شیطان می‌روم، بی‌آن كه دشمن او با خودم را فرموش كرده باشم؟

و در همان حال، یقین دارم كه سرانجام دعوت تو بهشت است، و فرجام دعوت او دوزخ.

پاك و منزّهی تو. چه شگفت‌آور است كه من به زیانِ خود گواهی می‌دهم و كارهای نهان خود را بر می‌شمارم.

و شگفت‌آورتر از این، بردباری توست درباره‌ی من، و درنگ توست در زود عقاب كردن من؛ و این، نه از آن روست كه من پیش تو آبرو و عزّتی دارم، بلكه تنها مدارای توست با من و فزون بخشی تو بر من، تا از آن نافرمانی‌ای كه تو را به خشم آورد، پیشگیری كنم، و از آن گناهان كه فرسوده‌ام سازد، دست بردارم؛ و هم از آن روست كه تو بخشودن گناه مرا از عقوبت كردنم به سبب آن، دوست‌تر داری.

ای معبود من، گناهم بیش‌تر، و آنچه از من بر جای مانده زشت‌تر، و كردارم بدتر است. در گرایش به باطل بی‌باك‌ترم، و در فرمانبرداری از تو بیداری‌ام ناچیزتر است، و در برابر هشدارهای تو آگاهی و مراقبتم كم‌تر؛ چنان كه در شمارش كاستی‌های خویش در می‌مانم و از یادآوری گناهان خود ناتوانم.

بدین كلمات، خویشتن را سرزنش میکنم؛ زیرا به مهربانی تو كه سامان كار گنهكاران بسته بدان است، امیدوارم، و به رحمت تو كه وسیله‌ی آزاد كردن خطا پیشگان است، دل بسته‌ام.

خدایا، این گردن من است كه گناهان آن را در حلقه‌ی بندگی درآورده‌اند؛ پس بر محمد و خاندانش درود فرست و با بخشایش خود رهایش گردان. و این پشتِ من است كه زیر بار خطاها دو تا گردیده؛ پس بر محمد و خاندانش درود فرست و به فضل خود از بار خطاهایم بكاه.

ای معبود من، اگر چندان بگریم كه مژگانم فرو ریزد، و چندان زاری كنم كه صدایم بگیرد، و چندان بر درگاهت بایستم كه پاهایم آماس كند، و چندان پیش تو كمر خم كنم كه استخوان‌های پشتم به درآید، و چندان به سجده روم كه چشمانم از چشمخانه بیرون شود، و در همه‌ی عمر جز خاك زمین نخورم، و پیوسته تا واپسین روز آبِ خاكستر نوشم، و در این میان، چندان نام تو بر زبان آورم كه از گفتن باز مانم و آن گاه از شرم تو چشم به آسمان بر ندارم، باز هم سزاوار آن نخواهم بود كه حتی یك گناه از گناهانم را بیامرزی.

اگر آن گاه كه شایسته‌ی آمرزش تو شوم، مرا بیامرزی، و آن گاه سزاوار بخشایش تو گردم، ببخشایی، همانا این آمرزش و بخشایش نه از آن روست كه من در خورِ آنم؛ زیرا سزای من، آن گاه كه نافرمانی تو كردم، آتش بود. پس اگر عذابم كنی، بر من ستم نورزیده‌ای.

معبود من، اكنون كه بر گناهم پرده افكنده‌ای و رسوایم نساخته‌ای و به كَرَم خود با من مدارا نموده‌ای و در كیفر كردنم شتاب نكرده‌ای و به لطف خود با من بردبار بوده‌ای و نعمت خود را دگرگون و زلالِ احسانِ خویش را تیره نگردانده‌ای، بر زاری‌های دراز و بیچارگی‌های سخت و بدحالی‌های من رحمت آور.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا از گناهان در امان دار، و به فرمانبرداری خود وادار، و توفیقم ده كه به نیكی از بیراهه‌ی معصیت به راه طاعت باز گردم. با آبِ توبه پاكم ساز و یاری‌ام ده كه گناه نكنم، و به تن درستی حال و روزم را بهتر كن، و شیرینی آمرزشت را به من بچشان، و مرا آزاد كرده‌ی بخشایش و رحمت خود گردان، و از خشمِ خود برای من امان نامه‌ای بنویس، و از مژده‌ی این نعمت‌ها در این جهان، پیش از رفتن به آن جهان، شادمانم ساز؛ مژده‌ای كه آن را بشناسم، و برای من در آن نشانه‌ای بگذار كه به آن آگاه شوم.

این خواسته‌ها، بیش از توان تو نباشد، و با وجود قدرت و بردباری‌ات، بر تو دشوار نیاید، و با آن بخشش‌های بزرگ كه آیات قرآنت دلیل بر آنهاست، تو را به سختی نیندازد، كه تو هر چه خواهی، همان كنی، و هر چه اراده كنی، به همان فرمان دهی. و تو بر هر كار توانایی.




آخرین ویرایش: - -


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic