تبلیغات
صحیفه سجادیه

دعای 45 : نیایش امام سجاد (علیه السلام) برای بدرود ماه رمضان

نویسنده : ط ط دوشنبه 6 خرداد 1392 02:20 ق.ظ  •   

 

نیایش آن حضرت برای بدرود ماه رمضان

خدایا، ای آن که در برابر آنچه می‌دهی، پاداش نمی‌خواهی.

ای آن که از بخشش خود پشیمان نمی‌شوی.

ای آن که پاداش بنده‌ات را نه هم وزنِ آنچه کرده، بلکه افزون‌تر می‌دهی.

تو بی‌استحقاقِ ما نعمت می‌دهی، و از روی تفضّل گناه را می‌آمرزی.

عذاب تو عین عدالت است، و حکم تو خیر و صلاح ما.

اگر عطا کنی، آن را به منّت نیامیزی، و اگر منع کنی، از روی ستم نباشد.

به هر کس که سپاست گوید، جزا می‌بخشی، حال آن که تو خود سپاس گفتن را به او الهام کرده‌ای،

و به هر کس که تو را ستایش کند، پاداش می‌دهی، حال آن که تو خود به او ستایشگری آموخته‌ای.

بر گناه کسی پرده می‌افکنی که اگر می‌خواستی رسوایش می‌کردی و به کسی نعمت می‌دهی که اگر می‌خواستی او را نعمت نمی‌دادی، و آن دو یکی سزاوار رسوایی و دیگری سزاوار منع تو بود، ولی تو کارهای خود را بر تفضّل بنا نهاده‌ای و قدرتت را در مسیر آمرزش گناه جاری ساخته‌ای.

با هر کس که نافرمانی‌ات کرده بردبارانه رفتار می‌کنی، و آن را که خواسته بر خود ستم ورزد، مهلت می‌دهی. آری، تو با ایشان مدارا می‌کنی تا وقتی که به سوی تو برگردند، و عذابشان را به تأخیر می‌اندازی تا وقتی که توبه کنند، تا آن کسی که هلاک می‌شود، بی‌رضای تو در ورطه‌ی نابودی نیفتد، و آن که تیره‌بخت می‌گردد، به نعمت تو تیره‌بختی نیابد مگر پس از آن که دیگری عذری نبیند و حجّت بر وی تمام شود. این همه، از لطف و کرم توست ای خدای بخشنده، و بهره‌ای از مهربانی و عطوفت توست که ما را نصیب گردیده، ای خداوند پُر شکیب.

تویی که برای بندگانت دری به سوی آمرزش خود گشوده‌ای و آن را «توبه» نامیده‌ای، و برای رسیدن به این در، از وحی خویش راهنمایی قرار داده‌ای تا آن را گم نکنند. ای آن که نامت بلند و جاوید است، خود فرمودی: «خالصانه به سوی خدا باز گردید؛ باشد که پروردگارتان گناهان شما را بیامرزد و شما را به باغ‌هایی وارد کند که از زیر درختان آن جویباران جاری است.

آن روز که خدا پیامبر و کسانی را که با او به اسلام گرویده‌اند، خوار و درمانده نمی‌گردانَد. نورشان پیشاپیش و از سمت راستشان در حرکت است. می‌گویند: ای پروردگار ما، نورمان را به کمال رسان و ما را ببخشای، که تو بر هر کار توانای.» اینک آن کس که از داخل شدن به منزلگاه توبه، پس از گشایشِ در و بودنِ راهنما، غفلت نماید، چه بهانه‌ای تواند داشت؟

تویی که در معامله با بندگانت، به سود آنان بر قیمت می‌ازایی، و می‌خواهی که در این تجارت سود بسیار برند، و با فرود آمدن به درگاه تو رستگاری و فزونی یابند. ای آن که نامت بلند و جاوید است، خود فرمودی: «هر کس کاری نیک کند، ده برابر پاداش یابد، و هر کس کاری بد مرتکب شود، جز همانند آن کیفر نبیند.»

و فرمودی: «کار آنان که دارایی خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، به کار دانه‌ای مانَد که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه صد دانه باشد. و خدا این شماره را برای هر کس که بخواهد، چند برابر می‌افزاید.» و فرمودی: «کیست آن که خدا را قرض الحسنه‌ای دهد تا آن را برای او به چندین برابر افزون کند.» و همانند این آیات که در قرآن در باب افزایش حَسَنات نازل کرده‌ای.

تویی که به سخن خود که از عالم غیب فرستادی و با ترغیب بندگانت به آنچه سودشان در آن است، آنان را به چیزهایی راه نمودی که اگر پنهان کرده بودی، چشم‌هاشان نمی‌دید و گوش‌هاشان صدای آن را نمی‌شنید و اندیشه‌هاشان بدان راه نمی‌یافت. از این رو، فرمودی: «به یاد من باشید تا به یاد شما باشم، و سپاس من گویید و مرا ناسپاسی مکنید.» و فرمودی: «اگر سپاس من گویید، شما را نعمت بیفزایم، و اگر کفرانِ نعمت کنید، بی‌شک عذاب من سخت است.»

و فرمودی: «بخوانید مرا تا دعایتان را اجابت کنم. آنان که از بندگی من سر می‌پیچند، زود باشد که با ذلّت و خواری به دوزخ درآیند.» پس دعا به درگاه خود را عبادت خواندی و ترک آن را سرکشی، و تهدید کردی که ترک آن سبب داخل شدن به دوزخ است در عین خواری و ذلّت.

بدین سبب، تو را با انعام و بخششت به یاد آوردند، و با فضل و احسانت سپاس گفتند، و به فرمانت تو را خواندند، و در راه تو صدقه دادند تا از تو افزونی نعمت خواهند، و بدین وسیله، از خشم تو رهایی جستند و به خشنودی‌ات رستگار شدند.

اگر یکی از آفریدگان تو دیگری را به چیزی راه می‌نمود که تو بندگانت را به آن دلالت کرده‌ای، او را به نیکوکاری و نعمت‌دهی وصف می‌کردند و به هر زبانی می‌ستودند. پس حمد و ستایش برای توست تا آن جا که راهی به سپاس تو یافت شود و تا آن زمان که لفظی که با آن ستایش تو کنند و معنایی که با آن حمد تو گویند، باقی باشد.

ای آن که با احسان و بخشش خود بندگانت را به حمد و ثنای خود فراخواندی و ایشان را در میان نعمت‌ها و عطایا فرو پوشاندی، چه آشکار است نعمت‌های تو در زندگی ما، و چه بسیار و گسترده است بخشش تو در حقّ ما، و نیکی تو که آن را ویژه‌ی ما گردانده‌ای.

تو ما را به آیین برگزیده‌ات و دین پسندیده‌ات و راه آسانت هدایت کردی، و شیوه‌ی تقرّب جستن به خود و رسیدن به کرامت خود را به ما شناساندی.

خدایا، تو ماه رمضان را از گزیده‌ترین وظایف و ویژه‌ترین واجبات خود قرار دادی؛ ماهی که آن را در میان ماه‌های دیگر ممتاز ساخته‌ای، و از میان همه‌ی زمان‌ها و روزگارها آن را برگزیده‌ای، و بر همه‌ی اوقات سال برتری‌اش داده‌ای؛ زیرا قرآن و نور را در آن فرو فرستاده‌ای، و ایمان بندگانت را به کمال رسانده‌ای، و روزه را در آن واجب نموده‌ای، و مردم را به شب زنده‌داری در این ماه راغب فرموده‌ای، و شب قدر را، که از هزار ماه بهتر است، بزرگ و گرامی داشته‌ای.

با ماه رمضان، ما را بر امت‌های دیگر برتری دادی، و با فضیلت این ماه ما را برای سبقت جُستن از ملت‌های دیگر اختیار کردی. پس به فرمان تو روزهایش را روزه داشتیم و به یاری تو شب‌هایش را به عبادت برخاستیم؛ در حالی که با این روزه و شب زنده‌داری، خود را در معرض رحمتی نهادیم که بر ما عرضه داشته بودی، و آن را وسیله‌ی رسیدن به ثوابت قرار دادیم. بر عطای آنچه از تو خواهند، قدرت داری، و آنچه از فضل تو طلب کنند، می‌بخشی، و به آن کس که قرب تو جوید، نزدیکی.

این ماه مبارک، در میان ما به شایستگی زیست، و به نیکی همنشین ما گردید، و گران مایه‌ترین سودهای اهل جهان را به ما بخشید. سپس چون زمانش به انجام رسید و مدتش به سرآمد و شمار روزهایش پایان گرفت، از ما جدا شد.

اینک او را بدرود می‌گوییم؛ همچون بدرود گفتن کسی که فراقش بر ما دشوار است و رفتنش ما را دچار اندوه و وحشت می‌کند و عهدی نگه‌داشتنی و حرمتی رعایت کردنی و حقّی گزاردنی از وی را بر ما لازم می‌گردانَد. پس می‌گوییم: سلام بر تو ای بزرگ‌ترین ماه خدا، و ای عید دوستان خدا.

سلام بر تو ای گرامی‌ترین اوقاتی که همنشین ما بودی، و ای بهترین ماه در همه‌ی روزها و ساعت‌ها.

سلام بر تو ای ماهی که در آن آرزوها در دسترس آیند و بسی کارهای نیک انجام شود.

سلام بر تو ای همنشین که تا هستی پُر قدر و منزلتی، و چون از ما جدا شوی، فراق تو دردناک است. ای مایه‌ی امید که دوری‌ات برای ما سخت و رنج افزاست.

سلام بر تو ای همدمی که چون آمدی، بر دل ما آرامش آوردی و شادمان کردی، و چون سپری شدی، ما را در وحشتِ تنهایی گذاشتی و درد فراق افزودی.

سلام بر تو ای همسایه‌ای که در مجاورت تو دل‌ها نرم و رقیق شوند و گناهان رو به کاستی روند.

سلام بر تو ای مددکاری که ما را در مقابله با شیطان یار بودی، و ای رفیقی که راه‌های نیکی کردن را پیش پای ما هموار نمودی.

سلام بر تو، که تا هستی، چه بسیار کسانی را خدا از آتش می‌رهانَد، و چه بسیار کسانی که حرمت تو را نگه می‌دارند و بخت نیک می‌یابند.

سلام بر تو، که چه بسیار گناهان ما را نابود کردی، و چه بسا عیب‌های گوناگون را پرده پوشیدی.

سلام بر تو، که بر گناهکاران چه طولانی بودی، و چه پُر شکوه بودی در دل‌های مؤمنان.

سلام بر تو ای ماهی که روزهای دیگر سال با تو رقابت و همچشمی نتوانند.

سلام بر تو ای ماهی که وجودت مایه‌ی سلامت ما از هر گزند و آفت بود.

سلام بر تو که از همنشینی‌ات کراهت نداشتیم و با تو بودن، برای ما ناپسند نمی‌آمد.

سلام بر تو که با برکت بسیار به ما روی آوردی و ما را از چرک‌های گناه شستشو دادی.

سلام بر تو که از سَرِ بیزاری بدرودت نگوییم، و از سَرِ ملامت روزه‌ات را ترک نکنیم.

سلام بر تو که پیش از آمدنت در آرزوی تو بودیم، و پیش از رفتنت، به اندوه جدایی دچار شدیم.

سلام بر تو که چه بسیار بدی‌ها به یمن تو از ما بگردید، و چه بسیار خوبی‌ها به سوی ما روان گردید.

سلام بر تو و آن شب قدری که بهتر از هزار ماه است.

سلام بر تو که دیروز چون با ما بودی، به سختی دلبسته‌ات بودیم، و فردا که از میان ما خواهی رفت، از جان و دل آرزومند آمدنت هستیم.

سلام بر تو و آن فضل تو که اینک از آن محروم مانده‌ایم. سلام بر آن برکت‌های پیشین که از ما گرفته شده است.

خدایا، ما مدتی را در این ماه به سر بردیم؛ ماهی که ما را بدان شرافت بخشیدی، و به احسان خویش ما را شایسته‌ی آن گردانیدی؛ در حالی که مردم بدکردارِ تیره بخت، قدر آن را نشناختند و به سبب شور بختی خویش از فضل آن محروم شدند.

تو ما را به شناخت این ماه توفیق و برتری عنایت کردی، و به شیوه‌ی برخورداری از آن راه نمودی. توفیقمان دادی که روزهایش را روزه بداریم و شب‌هایش را با عبادت به صبح آوریم؛ اگر چه کوتاهی کردیم و از حقِّ بسیارِ آن، اندکی را به جای آوردیم.

خدایا، ستایش برای توست؛ ستایشی از سَرِ اعتراف به بدکاری و اقرار به سستی و کوتاهی. برای رضای توست که از صمیم دل پشیمانیم، و با زبان خود، از سَرِ صدق پوزش طلبانیم. پس در برابر آن کوتاهی‌ای که در این ماه در عبادت تو بدان دچار شده‌ایم، ما را پاداش ده تا با آن خیری را دریابیم که دلخواه ما بوده است، و اندوخته‌های گوناگون را که آرزو داشته‌ایم، در عوض بستانیم.

پوزش ما را بپذیر که در این ماه در ادای حقِّ تو کوتاهی کردیم، و عمر ما را به ماه رمضان آینده برسان، و چون ما را به آن رسانیدی، کمک کن تا به عبادتی نایل شویم که تو را سزاست، و طاعتی را بر پا داریم که در خور این ماه است، و ما را پیوسته به کارهای نیکی موفّق ساز که حقِ تو را در این دو ماه، این رمضان و رمضانِ دیگر، از ماه‌های عمرمان، تدارک نماید.

خدایا، اگر در این ماه گِرد گناهی کوچک یا بزرگ گردیده‌ایم، یا آن را مرتکب شده‌ایم، یا به عمد خطایی کرده‌ایم، یا از روی فراموشی بر خود ستمی روا داشته‌ایم، و یا حرمت دیگری را نپاییده‌ایم، بر محمد و خاندانش درود فرست و بر گناهان ما پرده بپوشان، و به بخشایش خویش از ما درگذر، و ما را پیش چشم سرزنش کنندگان قرار مده، و زبان طعنه‌زنان را بر ما دراز مکن، و با مهربانی بی‌پایان و فضل کاستی ناپذیر خود ما را به کاری وادار که آنچه را در این ماه از ما نمی‌پسندیدی، فرو ریزد و بپوشانَد.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و اندوه فراوانِ ما را در فراق این ماه پاداش نیکو عطا کن، و روز عید و روزه گشودنِ ما را مبارک ساز، و آن را از بهترین روزهایی قرار ده که بر ما گذشته و آمرزش تو را به سوی ما آورده و گناهانمان را زدوده است، و گناهان پنهان و آشکار ما را ببخشای.

خدایا، اکنون که این ماه به پایان رسید و جامه‌ی زمان را به دور افکند، تو نیز جامه‌ی گناهان را از ما درآور و به دور افکن، و با رفتنش، بدی‌های ما را بِبَر، و ما را به سبب آن، از نیک‌بخت‌ترین روزه داران و پر نصیب‌ترین و بهره‌مندترینِ آنان قرار ده.

خدایا، اگر کسی از روزه داران، چنان که باید، حقِ این ماه و حرمتش را، پاس داشته، و به احکام آن عمل کرده، و از گناهان دوری ورزیده، یا به وسیله‌ای به تو تقرّب جسته که خشنودی و رحمتت را برای او در پی داشته است، همانند آنچه به او می‌بخشی، از خوانِ بی‌نیازی‌ات به ما نیز ببخش، و چندین برابرِ آن را از فضل خود به ما ارزانی کن، که فضلِ تو کاستی نمی‌گیرد و گنجینه‌های تو نقصان نمی‌پذیرد، بلکه پیوسته در حال فزونی است، و معادن احسان تو نابود نمی‌گردد، و بخششِ بی‌زحمت و آماده، بخششِ توست.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و برای ما ثوابی قرار ده؛ مانند ثواب کسی که این ماه را تا روز رستاخیز روزه داشته و در کار عبادت تو بسیار کوشیده است.

خدایا، ما در این روزِ فطر که آن را برای مؤمنان روز عید و شادی، و برای دینداران هنگامه‌ی اجتماع و همکاری قرار داده‌ای، از هر گناهی که مرتکب شده‌ایم، و هر کار زشتی که پیش از این کرده‌ایم، و هر اندیشه‌ی بد که در دل خود نهان داشته‌ایم، دست بر می‌داریم و به سوی تو می‌آییم؛ همچون کسی که دیگر خیال بازگشت به گناه را ندارد و دیگر مرتکب هیچ گناهی نخواهد شد؛ خالصانه و بدون ذرّه‌ای شک و تردید. پس بازگشتِ ما را آغوش گشای و از ما خشنود باش، و ما را بر ترک گناه استوار بدار.

خدایا، ما را از عذاب آتش دوزخ بترسان و به ثوابی که وعده فرموده‌ای مشتاق گردان، تا دریابیم لذت آنچه را از تو می‌خواهیم، و اندوه آنچه را از آن به تو پناه آورده‌ایم،

و ما را در زمره‌ی کسانی درآور که به تو روی آورده‌اند و تو محبت خود را نصیب‌شان کرده‌ای و بازگشت آنان را به طاعت خود پذیرفته‌ای، ای دادگرترینِ دادگران.

خدایا، از گناه پدران و مادران ما، و از گناه همکیشان ما درگذر؛ چه آنان که از این جهان رخت بربسته‌اند و چه آنان که تا هنگامه‌ی قیامت به دنیا می‌آیند.

خدایا، بر محمد، پیامبر ما، و خاندانش درود فرست، همچنان که بر فرشتگان مقرّب خود درود می‌فرستی. بر او و خاندانش درود فرست، آن گونه که بر پیامبران مُرسَلِ خود درود می‌فرستی. بر او و خاندانش درود فرست، آن‌سان که بر بندگان شایسته‌ی خود درود می‌فرستی، و برتر از دورد آنان، ای پروردگار هستی‌ها؛ درودی که فضل و برکت آن به ما رسد، و سوی آن نصیب ما گردد، و دعای ما با آن مستجاب شود. تو بزرگوارتر کسی هستی که همه رو به سوی او می‌آورند، و کارسازتر کسی که بر او توکل می‌کنند، و بخشنده‌تر کسی که از فضل او بخشش می‌خواهند، که تو بر هر کار توانایی.

 

 

http://www.andisheqom.com/Files/sahifematn.php?id=45




آخرین ویرایش: - -

دعای 46 : نیایش امام سجاد (علیه السلام) برای روز عید فطر و جمعه

نویسنده : ط ط دوشنبه 6 خرداد 1392 02:18 ق.ظ  •   

 

نیایش آن حضرت برای روز عید فطر و جمعه :

ای آن که رحمت می‌آوری بر آن کس که بندگانت به او رحم نمی‌کنند.

ای آن که انسانِ رانده از هر شهر و دیار را پذیرایی.

ای آن که نیازمندان خود را خفیف و خوار نمی‌گردانی.

ای آن که گستاخانِ درگاه خود را ناامید نمی‌سازی.

ای آن که دست ردّ بر سینه‌ی بندگان پر توقّع خود نمی‌زنی.

ای آن که هر تحفه‌ی ناچیزی تقدیمت کنند، می‌پذیری، و هر اندک عملی برایت انجام دهند، جزا می‌بخشی.

ای آن که کارِ بی‌ارزش را به لطف می‌پذیری و در برابر آن پاداش بزرگ می‌دهی.

ای آن که نزدیک می‌شوی به هر کس که به تو تقرّب جوید.

ای آن که به سوی خود می‌خوانی هر که را که از تو روی برگرداند.

ای آن که نعمت خود را دگرگون نمی‌سازی و به کیفر دادنِ ما شتاب نمی‌ورزی.

ای آن که نهال کار نیک می‌پروری تا آن را به ثمر نشانی و انبوه کنی، و از کار بد چشم خود می‌پوشی تا آن را از ریشه برکنی.

آرزوها پیش از رسیدن به منتهای کرم تو، با نیازهای برآورده باز آمدند، و کاسه‌های گدایی محتاجان، از بخششِ بسیار تو لبالب گردیدند، و صفت‌ها پیش از آن که حقیقت نعمت تو را دریابند، از هم گسیخته شدند. اینک تو را سزاست آن برترین کمال که برتر از هر کمالی است، و آن والاترین شکوه که از هر شکوهی والاتر است.

هر بزرگی در برابر تو کوچک است، و هر شریفی در کنار شرف تو بی‌مقدار. آنان که به سوی غیر تو رو کردند، نومید شدند، و آنان که نیاز خود پیش دیگری بردند، زیان دیدند، و آنان که بر آستانِ غیر تو فرود آمدند، تباه گردیدند، و آنان که در جایی جز وادی فضل تو رزق و روزی جُستند، به قحطی درآمدند.

درگاه نعمتت به روی خواهندگان باز است، و بخششت در حق نیازمندان روا، و فریاد رسی‌ات به دادخواهان نزدیک.

امیدواران از تو ناامید نشوند، و آنان که نیاز خود نزد تو آورند، از عطای تو مأیوس نگردند، و آمرزش خواهان با عذاب تو به تیره روزی نیفتند.

خوانِ روزی‌ات برای کسی که نافرمانی‌ات کند گسترده است، و بردباری‌ات برای آن که با تو دشمنی ورزد، آماده. شیوه‌ی پروردگاری تو، نیکی کردن به بدکاران است و طریقتت مهربان بودن با تجاوزکاران؛ تا آن جا که مدارا کردن تو آنا را می‌فریبد که توبه نکنند، و مهلت دادنت بازشان می‌دارد که از گناه دوری گزینند.

اما تو در کیفر دادنِ ایشان شتاب نکرده‌ای تا مگر به فرمانت گردن نهند، و مهلت‌شان داده‌ای، چون به پایداری مُلک خود مطمئن بودی. پس هر که سزاوار نیک‌بختی بوده، عمرش را به نیک‌بختی فرجام داده‌ای، و آن که سزاوار تیره‌بختی بوده، او را به تیره‌بختی‌اش خوار کرده‌ای.

سرانجامِ کار همه چنان شود که تو خواهی، و بازگشت امورشان به سوی تو باشد. هر چه عمرشان به درازا کشد، پایه‌های فرمانروایی تو سست نگردد، و چون در کیفر دادنشان درنگ کنی، حجّت آشکار تو باطل نشود.

حجّت تو پایدار و باطل نشدنی، و فرمانروایی‌ات جاودان و زائل نگشتنی است. پس عذاب سخت و دائم نصیب کسی است که از تو روی برتافته، و ناامیدی بیچاره کننده آن راست که از درگاه تو دست خالی برگشته، و بدترین تیره‌بختی از آنِ کسی است که به مهلت دادنت گول خورده است.

این چنین کسی، در آتش عذاب تو چه بسیار دست و پا خواهد زد، و روزگار سرگشتگی‌اش در وادی عقاب تو چه طولانی خواهد بود، و چه دور است که اندوهش به پایان رسد، و بسی ناامید است از این که راه رهایی‌اش گشوده شود. این همه، بر پایه‌ی حکم عادلانه و منصفانه‌ی توست که در آن بر کسی جور و ستم روا نمی‌داری.

خدایا، تو دلیل آشکار خود را فراوان و پی در پی فرستاده‌ای، و پیش از این، حجّت‌های خود را بیان داشته‌ای، و ما را از عذاب خود بیم داده‌ای، و از سَرِ لطف و مهربانی تشویق کرده‌ای، و مَثَل‌ها زده‌ای، و مهلت را طولانی ساخته‌ای، و عذاب را به تأخیر افکنده‌ای، حال آن که می‌توانستی در آن عجله کنی؛ و درنگ ورزیده‌ای، حال آن که بر شتاب کردن توانا بودی.

درنگ تو در عقاب ما نه از روی بی‌قدرتی، و مهلت دادنت نه از روی سستی، و خودداری‌ات از مؤاخذه نه از روی غفلت، و به تأخیر افکندن عذابت نه از روی مداراست، بلکه تا دلیل تو رساتر، و کرم تو در حقّ ما کامل‌تر، و احسانت تمام‌تر گردد، و نعمتت به نهایت حدّ خود رسد. همه‌ی این امور، پیش از این بوده، و اکنون هست، و تا همیشه خواهد بود.

دلیل تو برتر از آن است که جملگی به وصف درآید، و بزرگواری تو بالاتر از آن که دستِ اندیشه به بلندایش رسد، و نعمت تو بیش از آن است که یک به یک در شمار آید، و احسان تو افزون‌تر از آن که بر کمترینِ آن سپاست گویند.

بی‌زبانی، مرا از حمد و ستایش تو ناتوان می‌دارد، و درماندگی از بزرگداشت تو، زبان مرا می‌بندد، و نهایت کوشش من این تواند بود که به ضعف و درماندگی خود اعتراف کنم؛ و این ـ ای معبود من ـ نه از سَرِ بی‌رغبتی، که از ناتوانی من است.

اینک این منم که آهنگِ آستان تو کرده‌ام و بخشش‌های نیک از تو می‌خواهم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و خواهش پنهانی مرا اجابت کن، و چون تو را بخوانم، مرا پاسخگو، و روز مرا به ناامیدی پایان مده، و در آنچه از تو خواسته‌ام، دست رد بر سینه‌ام مزن. چون از پیشِ تو بازگردم یا نزدت آیم، در هر دو حالت، مرا گرامی بدار، که تو در عمل به خواسته‌ی خود دچار سختی نشوی، و در اجابتِ آنچه از تو خواهند عاجز نمانی، و تو بر هر کار توانایی، و هیچ جنبش و نیروی کاری نیست جز به خواستِ خدا، آن والا مرتبه‌ی بزرگ.




آخرین ویرایش: - -

دعای 46 : نیایش امام سجاد (علیه السلام) برای روز عید فطر و جمعه

نویسنده : ط ط دوشنبه 6 خرداد 1392 02:16 ق.ظ  •   

 

نیایش آن حضرت برای روز عید فطر و جمعه :

ای آن که رحمت می‌آوری بر آن کس که بندگانت به او رحم نمی‌کنند.

ای آن که انسانِ رانده از هر شهر و دیار را پذیرایی.

ای آن که نیازمندان خود را خفیف و خوار نمی‌گردانی.

ای آن که گستاخانِ درگاه خود را ناامید نمی‌سازی.

ای آن که دست ردّ بر سینه‌ی بندگان پر توقّع خود نمی‌زنی.

ای آن که هر تحفه‌ی ناچیزی تقدیمت کنند، می‌پذیری، و هر اندک عملی برایت انجام دهند، جزا می‌بخشی.

ای آن که کارِ بی‌ارزش را به لطف می‌پذیری و در برابر آن پاداش بزرگ می‌دهی.

ای آن که نزدیک می‌شوی به هر کس که به تو تقرّب جوید.

ای آن که به سوی خود می‌خوانی هر که را که از تو روی برگرداند.

ای آن که نعمت خود را دگرگون نمی‌سازی و به کیفر دادنِ ما شتاب نمی‌ورزی.

ای آن که نهال کار نیک می‌پروری تا آن را به ثمر نشانی و انبوه کنی، و از کار بد چشم خود می‌پوشی تا آن را از ریشه برکنی.

آرزوها پیش از رسیدن به منتهای کرم تو، با نیازهای برآورده باز آمدند، و کاسه‌های گدایی محتاجان، از بخششِ بسیار تو لبالب گردیدند، و صفت‌ها پیش از آن که حقیقت نعمت تو را دریابند، از هم گسیخته شدند. اینک تو را سزاست آن برترین کمال که برتر از هر کمالی است، و آن والاترین شکوه که از هر شکوهی والاتر است.

هر بزرگی در برابر تو کوچک است، و هر شریفی در کنار شرف تو بی‌مقدار. آنان که به سوی غیر تو رو کردند، نومید شدند، و آنان که نیاز خود پیش دیگری بردند، زیان دیدند، و آنان که بر آستانِ غیر تو فرود آمدند، تباه گردیدند، و آنان که در جایی جز وادی فضل تو رزق و روزی جُستند، به قحطی درآمدند.

درگاه نعمتت به روی خواهندگان باز است، و بخششت در حق نیازمندان روا، و فریاد رسی‌ات به دادخواهان نزدیک.

امیدواران از تو ناامید نشوند، و آنان که نیاز خود نزد تو آورند، از عطای تو مأیوس نگردند، و آمرزش خواهان با عذاب تو به تیره روزی نیفتند.

خوانِ روزی‌ات برای کسی که نافرمانی‌ات کند گسترده است، و بردباری‌ات برای آن که با تو دشمنی ورزد، آماده. شیوه‌ی پروردگاری تو، نیکی کردن به بدکاران است و طریقتت مهربان بودن با تجاوزکاران؛ تا آن جا که مدارا کردن تو آنا را می‌فریبد که توبه نکنند، و مهلت دادنت بازشان می‌دارد که از گناه دوری گزینند.

اما تو در کیفر دادنِ ایشان شتاب نکرده‌ای تا مگر به فرمانت گردن نهند، و مهلت‌شان داده‌ای، چون به پایداری مُلک خود مطمئن بودی. پس هر که سزاوار نیک‌بختی بوده، عمرش را به نیک‌بختی فرجام داده‌ای، و آن که سزاوار تیره‌بختی بوده، او را به تیره‌بختی‌اش خوار کرده‌ای.

سرانجامِ کار همه چنان شود که تو خواهی، و بازگشت امورشان به سوی تو باشد. هر چه عمرشان به درازا کشد، پایه‌های فرمانروایی تو سست نگردد، و چون در کیفر دادنشان درنگ کنی، حجّت آشکار تو باطل نشود.

حجّت تو پایدار و باطل نشدنی، و فرمانروایی‌ات جاودان و زائل نگشتنی است. پس عذاب سخت و دائم نصیب کسی است که از تو روی برتافته، و ناامیدی بیچاره کننده آن راست که از درگاه تو دست خالی برگشته، و بدترین تیره‌بختی از آنِ کسی است که به مهلت دادنت گول خورده است.

این چنین کسی، در آتش عذاب تو چه بسیار دست و پا خواهد زد، و روزگار سرگشتگی‌اش در وادی عقاب تو چه طولانی خواهد بود، و چه دور است که اندوهش به پایان رسد، و بسی ناامید است از این که راه رهایی‌اش گشوده شود. این همه، بر پایه‌ی حکم عادلانه و منصفانه‌ی توست که در آن بر کسی جور و ستم روا نمی‌داری.

خدایا، تو دلیل آشکار خود را فراوان و پی در پی فرستاده‌ای، و پیش از این، حجّت‌های خود را بیان داشته‌ای، و ما را از عذاب خود بیم داده‌ای، و از سَرِ لطف و مهربانی تشویق کرده‌ای، و مَثَل‌ها زده‌ای، و مهلت را طولانی ساخته‌ای، و عذاب را به تأخیر افکنده‌ای، حال آن که می‌توانستی در آن عجله کنی؛ و درنگ ورزیده‌ای، حال آن که بر شتاب کردن توانا بودی.

درنگ تو در عقاب ما نه از روی بی‌قدرتی، و مهلت دادنت نه از روی سستی، و خودداری‌ات از مؤاخذه نه از روی غفلت، و به تأخیر افکندن عذابت نه از روی مداراست، بلکه تا دلیل تو رساتر، و کرم تو در حقّ ما کامل‌تر، و احسانت تمام‌تر گردد، و نعمتت به نهایت حدّ خود رسد. همه‌ی این امور، پیش از این بوده، و اکنون هست، و تا همیشه خواهد بود.

دلیل تو برتر از آن است که جملگی به وصف درآید، و بزرگواری تو بالاتر از آن که دستِ اندیشه به بلندایش رسد، و نعمت تو بیش از آن است که یک به یک در شمار آید، و احسان تو افزون‌تر از آن که بر کمترینِ آن سپاست گویند.

بی‌زبانی، مرا از حمد و ستایش تو ناتوان می‌دارد، و درماندگی از بزرگداشت تو، زبان مرا می‌بندد، و نهایت کوشش من این تواند بود که به ضعف و درماندگی خود اعتراف کنم؛ و این ـ ای معبود من ـ نه از سَرِ بی‌رغبتی، که از ناتوانی من است.

اینک این منم که آهنگِ آستان تو کرده‌ام و بخشش‌های نیک از تو می‌خواهم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و خواهش پنهانی مرا اجابت کن، و چون تو را بخوانم، مرا پاسخگو، و روز مرا به ناامیدی پایان مده، و در آنچه از تو خواسته‌ام، دست رد بر سینه‌ام مزن. چون از پیشِ تو بازگردم یا نزدت آیم، در هر دو حالت، مرا گرامی بدار، که تو در عمل به خواسته‌ی خود دچار سختی نشوی، و در اجابتِ آنچه از تو خواهند عاجز نمانی، و تو بر هر کار توانایی، و هیچ جنبش و نیروی کاری نیست جز به خواستِ خدا، آن والا مرتبه‌ی بزرگ.




آخرین ویرایش: - -

دعای 47 : نیایش امام سجاد (علیه السلام) در روز عرفه

نویسنده : ط ط دوشنبه 6 خرداد 1392 02:12 ق.ظ  •   

نیایش آن حضرت در روز عرفه

ستایش برای خداست، پروردگار هستی‌ها.

خدایا ستایش برای توست که آسمان‌ها و زمین را بی‌مثال آفریدی، ای صاحب بزرگی تام و احسانِ تمام، مهتر مهتران، معبود هر معبود، آفریدگار هر آفریده، میراث بَرنده‌ی هر چه هست. هیچ کس به تو نمانَد و علم به هیچ موجودی از دسترست به دور نباشد. بر همه چیز احاطه داری، و همه را نگاهبانی.

تو آن خدایی که جز تو معبودی نیست؛ آن یکتای تنهای بی‌همتای بدل ناپذیر.

تو آن خدایی که جز تو معبودی نیست؛ آن بخشنده‌ی در اوج بخشندگی، آن بزرگِ در بزرگی بی‌همتا، و آن برترین، که همه چیز در برابرش حقیر و ناچیز است.

تو آن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن بلند مرتبه که به قدرت خود بر همه استیلا دارد، و سخت انتقام گیرنده است.

تو آن خدایی که جز تو معبودی نیست، آن بخشاینده‌ی مهربان و دانای کل که هر چیز را از روی دانش و به استواری آفرید.

تو آن خدایی که جز تو معبودی نیست؛ آن شنوای بینا که وجودش بی‌سبب، و خود بر همه چیز آگاه است.

تو آن خدایی که جز تو معبودی نیست؛ آن بخشنده‌ی در بخشش از همه پیش، و پاینده‌ی تا همیشه پا برجا.

تو آن خدایی که جز تو معبودی نیست؛ آن نخستین که پیش از همه بوده است، و آن واپسین که پس از همه خواهد بود.

تو آن خدایی که جز تو معبودی نیست؛ آن که در اوج بلند مرتبگی، نزدیک است، و در عین نزدیکی، بلند مرتبه است.

تو آن خدایی که جز تو معبودی نیست؛ صاحب شکوه و عظمت و بزرگواری، و سزاوار سپاس.

تو آن خدایی که جز تو معبودی نیست؛ پدیده‌ها را بی‌اصل و مایه پدید آورده‌ای، و صورت‌ها را بی‌مثال و نمونه نقش بسته‌ای، و آفریده‌ها را بی‌پیروی از دیگران هستی بخشیده‌ای.

تویی که با حکمت خود، هر چیز را کمالی بسزا بخشیده‌ای، و هر چیز را برای انجام دادن وظیفه‌ای آماده ساخته‌ای، و هر چه غیر خود را به نیکی سامان داده‌ای.

تویی که در آفرینش، هیچ شریکی یاری‌ات نکرده، و هیچ وزیری دستیار تو نشده، و هیچ کس تو را ندیده، و برای تو مثل و مانندی نبوده است.

تویی که چون اراده کنی، هر چه خواهی همان شود، و چون حکم برانی، حکم تو عین عدالت است، و چون داوری کنی، داوری کردنت بر اساس انصاف است.

تویی که هیچ مکانی گنجایشت را ندارد، و هیچ قدرتی اقتدار تو را تحمل نتواند، و هیچ برهانی و بیانی تو را درمانده نکند.

تویی که همه چیز را یک به یک به شمار آورده‌ای، و برای هر چیز پایانی گذاشته‌ای، و به مقتضای حکمت، اندازه معین کرده‌ای.

تویی که دستِ درازِ اوهام از رسیدن به او ج ذاتت کوتاه است، پای اندیشه‌ها را به چگونگی تو راهی نیست، و دیده‌ها کجایی تو را در نیابند.

تویی که چون به پایان نمی‌رسی، محدود نیستی، و چون به صورتی مجسّم نمی‌شوی، به ادراک در نیایی، و چون فرزند نمی‌زایی، زاییده نشده‌ای.

تویی که رقیبی نداری تا با تو رقابت کند، و همتایی که بر تو برتری یابد، و همانندی که پیش تو عرضِ اندام نماید.

تویی که بی‌پیروی از کسی، آفرینش را بنیاد نهادی، و از هیچ، همه را آفریدی، و بی‌هیچ سابقه‌ای پدید آوردی، و بی‌هیچ وسیله‌ای جهان را ساختی، و هر نقشی که بستی، همه نیکو بستی.

پاک و منزّهی تو، و چه والا مرتبه‌ای تو، و چه بلند است جایگاه تو، و چه خوب آشکار کرده است حق را «فرقان» تو.

پاک و منزّهی تو، ای خدای لطیف، چه بسیار است لطفِ تو؛ ای خدای مهربان، چه فراوان است مهربانی تو؛ ای خدای حکیم، چه اندازه است دانایی تو.

پاک و منزّهی تو، ای فرمانروا، چه نفوذ ناپذیر است قدرتِ تو؛ ای بخشنده، چه گسترده است خوانِ بخشش تو؛ ای بلند پایه، چه رفیع است شأن و مقام تو. تویی که شکوه و جلال و بزرگی داری و سزاوار حمد و سپاسی.

پاک و منزّهی تو، که به نیکی‌ها دست خود گشوده‌ای، و هدایت همه از جانب توست، و تو آن را به ما آموخته‌ای. پس هر که برای دین یا دنیای خود از تو چیزی خواست، لطف و احسان تو را دریافت.

پاک و منزّهی تو، که هر چه در وادی علم تو وارد شده، سر به فرمان تو فرود آورده، و هر چه زیر عرش توست، در برابر عظمتت فرو تن گشته، و هر آفریده تسلیم حُکم تو شده است.

پاک و منزّهی تو، با هیچ یک از حواس بیرونی و درونی تو را درنیابند، و با سودنِ دست و لمس احساست نکنند. نتوانند با تو حیله‌گری کنند و از خویش دورت سازند و با تو دشمنی نمایند و به مخالفت برخیزند و بر تو چیره شوند و فریبت دهند و با تو نیرنگ بازند.

پاک و منزّهی تو، راه تو مستقیم و هموار است، و طریقت تو بر پایه‌ی حق استوار، و تو زنده‌ای هستی که همه نیاز خواه تواَند.

پاک و منزّهی تو، سخنت حِکمت، فرمانت لازم، و اراده‌ات پا برجاست.

پاک و منزّهی تو، هیچ کس نتواند مشیتّت را باز گرداند و کلماتت را دگرگون سازد.

پاک و منزّهی تو، نشانه‌های تو آشکار است، ای خدایی که پدید آورنده‌ی آسمان‌ها و آفریدگار جان‌هایی.

ستایش برای توست، ستایشی که با جاودانگی تو جاودانه شود.

ستایش برای توست، ستایشی که با دوام نعمت تو تا همیشه باقی مانَد.

ستایش برای توست، ستایشی که همسنگ احسان تو باشد.

ستایش برای توست، ستایشی که بر خشنودی‌ات بیفزاید.

ستایش برای توست، ستایشی که با ستایش دیگر ستایشگران همراهی کند، و سپاسی که دستِ سپاس دیگر سپاسگزاران بدان نرسد؛

ستایشی که تنها سزاوار توست، و با آن، جز تقرّب به درگاه تو را نتوان جست؛

ستایشی که سپاس نخستین را تداوم بخشد و سپاس واپسین را در پی آورَد؛

ستایشی که در گردش روزگاران فزونی یابد و پیوسته و پی در پی دو چندان گردد؛

ستایشی که فرشتگانِ حسابگر شمارش آن نتوانند، و از آنچه فرشتگان کتابت در لوح محفوظ تو می‌نویسند، افزون‌تر باشد؛

ستایشی که با عرش بزرگ تو هم‌طراز، و با کرسی رفیع تو هم اندازه شود؛

ستایشی که پاداش آن نزد تو به کمال رسد، و پاداش آن تمام جزاها را در برگیرد؛

ستایشی که پیدا و پنهانِ آن یکی باشد، و پنهانش توأم با نیتِ راست؛

ستایشی که هیچ آفریده‌ای تو را مثل آن ستایش نکند، و هیچ کس جز تو به کمالِ آن پی نبَرد؛

ستایشی که هر کس در شمارش آن بکوشد، نیازمند یاری شود، و هر کس در به جای آوردن حقِ آن سعی بلیغ کند، نیروی بیشتری خواهد؛

ستایشی که هر ستایش دیگر را که آفریده‌ای گرد هم آورَد، و هر ستایشی را که پس از آن بیافرینی، در بر گیرد؛

ستایشی که نزدیک‌تر از آن به سخن تو هیچ نباشد، و بیش از آن کس که تو را با آن می‌ستاید، کسی تو را نستاید؛

ستایشی که با بخشش تو موجب افزونی نعمت و فراوانی آن شود، و تو با احسان خود، پیوسته آن را بیفزایی؛

ستایشی که زیبنده‌ی بزرگی ذات تو باشد، و با عزّتِ جلال و عظمتت برابر گردد.

پروردگار من، درود فرست بر محمد و خاندان محمد، آن انسان برگزیده‌ی پسندیده‌ی گرامی مقربِ درگاهت. برترین درودهای خود را، و کامل‌ترین برکات خود را نثارش کن، و پُر بهره‌ترین رحمت‌های خود را نصیب او گردان.

ای پروردگار من، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی فزاینده که فزاینده‌تر از آن نباشد. و درود فرست بر او؛ درودی فراوان که فراوان‌تر از آن به دست نیاید. و درود فرست بر او؛ درودی خشنود کننده که برتر از آن صورت نبندد.

ای پروردگار من، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی که او را خرسند کند و خرسندی‌اش را فزونی دهد. و درود فرست بر او؛ درودی که تو را خشنود گردانَد و بر خشنودی‌ات بیفزاید. و درود فرست بر او؛ درودی که جز آن را برای او نپسندی و دیگری را شایسته‌ی آن ندانی.

پروردگار من، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی که از مرز خشنودی تو فراتر رود و به جاودانگی تو پیوند خورَد و به پایان نرسد؛ آن سان که کلمات تو را پایانی نیست.

پروردگار من، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی که درود فرشتگان و پیامبران و فرستادگان و اهل طاعت تو را در بر گیرد، و درود بندگان جنّی و اِنسی و دعوت پذیران تو را شامل شود، و درود هر یک از اصناف آفریدگانت که آنان را آفریده‌ای و در زمین پراکنده‌ای، گردِ هم آورَد.

پروردگار من، بر او خاندانش درود فرست؛ درودی که بر هر درودِ پیش از آن و پس از آن احاطه یابد. و بر او و خاندانش درود فرست؛ درودی که تو و دیگران را پسند آید، و با آن درودهایی پدید آوری که درودهای پیشین را با آن چندین برابر کنی، و در گردش روزگاران بارها بر آن بیفزایی، چندان که جز تو هیچ کس آن را شمردن نتواند.

پروردگار من، درود فرست بر اهل‌بیت او که پاک‌ترین‌اند، و تو آنان را برای انجام دادن کار مهمِ خود برگزیدی، و ایشان را نگهبانان علم خود و نگه‌داران دین خود و جانشینانت در زمین، و حجّت‌های خود بر بندگانت قرار دادی، و به خواستِ خود از هر گناه و آلودگی پاک کردی، و آنان را چنان آفریدی که وسیله‌ی رسیدن به تو و راه درآمدن به بهشت تو باشند.

پروردگار من، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودی که با آن، عطا و کرامت خود را بر آنان وسیع گردانی، و هر گونه بخشش و احسان را در حقّ‌شان به کمال رسانی، و بهره‌ی ایشان را از هدیه ها و سودهای خود سرشار کنی.

پروردگار من، بر او و بر ایشان درود فرست؛ درودی که آغازش حد و مرز ندارد، و مدتش بی‌پایان است، و انجامش را نهایت نیست.

پروردگار من، بر آنان درود فرست؛ همسنگ عرش خود و آنچه زیر آن است، و هموزن آنچه آسمان‌های تو و بالاتر از آن را پُر ساخته، و به شمار زمین‌های تو و هر چه در زیر و در میان آنهاست؛ درودی که ایشان را به تو نزدیک نماید، و خشنودی تو و ایشان را فراهم سازد، و تا همیشه درودهایی چنین در پی داشته باشد.

خدایا، تو در هر زمان دین خود را به وسیله‌ی پیشوایی نیرو بخشیده‌ای که او را چونان نشانِ هدایت پیش چشم بندگانت به پا داشته‌ای و در سرزمین‌های خود عَلَمِ راه قرارش داده‌ای، پس از آن که رشته‌ی وجود او را به رشته‌ی وجود خود گره زده‌ای، و او را وسیله‌ی خشنودی خود ساخته‌ای، و پیروی‌اش را لازم گردانده‌ای، و از نافرمانی‌اش بر حذر داشته‌ای، و به اطاعت فرمان‌هایش و پرهیز از نهی‌هایش امر کرده‌ای، و فرموده‌ای که هیچ کس نباید بر او پیشی گیرد یا از او واپس مانَد، و اوست که پناه‌جویان را در پناه خود نگه می‌دارد، و پناهگاه مؤمنان است، و رشته‌ی نجاتِ آویختگان، و حُسنِ جمالِ هستی‌ها.

خدایا، به ولّی خود شکرانه‌ی نعمتی را که به او داده‌ای، الهام نما، و مانند آن شکرانه را به ما نیز الهام کن تا نعمت وجود او را سپاس گوییم. او را از جانب خود سلطه‌ای یاری دهنده عطا کن، و راه‌های سخت را به آسانی پیش پای او بگشای، و او را به نیرومندترین تکیه‌گاه خود یاری فرما. پشت وی را محکم، و بازویش را توانا گردان، و چشم عنایت خود را از او برمدار، و به نگه‌داری خود حمایتش فرما، و با فرشتگانت مددکار او باش، و با برترین سپاه پیروز خود نیرومندش ساز.

به دست او کتاب و احکام و راه‌های هدایت خود و سنت‌های پیامبر خود را ـ که درودهای تو ای خدا بر او و خاندانش باد ـ بر پای دار، و آن نشانه‌های دین تو را که ستمگران میرانده‌اند، دوباره زنده ساز، و گرد و غبار ستم را از جادّ‌ه‌ی شریعت خود بزدای، و دشواری‌های راه خویش را برطرف نمای، و به یمن وجود او منحرفان از دین خود را از میان بردار، و آنان را که راه مستقیم تو را کج می‌خواهند، نیست گردان.

او را با دوستان خود نرمخو گردان، و بر دشمنانت مسلط ساز، و مهربانی و رحمت و دلسوزی و مهرورزی او را به ما ارزانی کن، و ما را بر آن دار که شنوندگانِ سخن و فرمانبران دستور او شویم، و در راه خشنودی‌اش بکوشیم، و در یاری و دفاع از او، مددکار وی باشیم، و بدین وسیله، به تو و پیامبرت ـ که درود تو ای خدا بر او و خاندانش باد ـ تقرب جوییم.

خدایا، بر دوستدارنِ این خاندان درود فرست، که به مقام و منزلت ایشان معترف‌اند، و به راه روشن آنان می‌روند، و نشانه‌های‌شان را دنبال می‌کنند، و به رشته‌ی محبّت‌شان چنگ می‌زنند، و به ولایت‌شان تمسک می‌جویند، و امامت و پیشوایی‌شان را می‌پذیرند، و به فرمان‌شان گردن می‌نهند، و در اطاعت‌شان می‌کوشند، و روزگار دولت ایشان را منتظرند، و چشم امیدشان به آنا دوخته شده است؛ درودهای فرخنده و پاکیزه و فزاینده در هر بامداد و شامگاه.

بر آنها و جان‌هایشان سلام فرست و کارشان را بر اساس تقوا سامان بخش، و حال و روزشان را نیکو گردان، و توبه‌شان را پذیرا شو، که تویی بسیار توبه‌پذیرِ مهربان و بهترینِ آمرزگاران، و به رحمتِ خود ما را در جوار ایشان در سرای سلامت وارد کن، ای مهربان‌ترین مهربانان.

خدایی، امروز روز عرفه است؛ روزی که تو آن را شرافت داده‌ای و کرامت بخشیده‌ای و بزرگ داشته‌ای، و در چنین روزی رحمت خود را بر ما گسترده‌ای، و به عفوت بر ما منّت نهاده‌ای، و بخشش خود را فراوان ساخته‌ای، و به یمن آن، بیش از پیش، بر بندگانت نعمت ارزانی کرده‌ای.

خدایا، من همان بنده‌ی تواَم که پیش از آن که روح خود را در او بدمی، و پس از آن که او را آفریدی، از نعمت خویش برخوردارش کردی، و سپس در زمره‌ی کسانی قرارش دادی که آنان را به دین خود راه نموده‌ای، و به ادای حقِ خود کام‌یاب ساخته‌ای، و به رشته‌ی محبت خود از آتش در امان داشته‌ای، و در حزب خود وارد کرده‌ای، و به آنان راه دوستی ورزیدن با دوستانت، و دشمنی کردن با دشمنانت را نشان داده‌ای؛

همان بنده‌ای که چون فرمانش دادی، آن را زمینی گذاشت، و چون منعش کردی، دست بر نداشت، و چون از نافرمانی خود بر حذرش داشتی، با آن مخالفت کرد و مرتکب نهی تو شد، اما نه از روی دشمنی با تو و نه از سَرِ گردن‌کشی در برابر تو، بلکه خواهشِ نفسانی، او را به کارهایی برانگیخت که از آنها دورش کرده بودی و ترسانده بودی‌اش. در این میان، دشمن تو و دشمن او، شیطان، تا آن جا وسوسه‌اش کرد که با این که از تهدید تو با خبر بود و به عفو و گذشت تو امید و اطمینان داشت، از فرمان تو سرپیچی نمود؛ در حالی که با این همه بخشش که تو در حق او روا داشته‌ای، از دیگران به گناه نکردن شایسته‌تر بود.

اینک این منم، افتاده در برابر تو، خوار و ذلیل و سرافکنده و فروتن و ترسان، و معترف به گناهان بزرگ که مرتکب شده‌ام و خطاهای سنگینی که انجام داده‌ام؛ در حالی که از عفو تو امید امنیت دارم و از رحمتت پناه می‌خواهم، و به یقین می‌دانم که هیچ کس مرا از تو در امان نخواهد داشت، و در برابر عذابت از من حمایت نخواهد کرد.

پس بر من تفضّل کن و همچنان که گنهکاران را به احسان خود می‌نوازی و بر گناهان‌شان پرده می‌اندازی، با من و گناهانم نیز چنین کن، و آنسان که عفو خود را نصیب کسی می‌کنی که به اختیار خودش تسلیم تو شده، مرا هم از بخشش خود نصیبی عطا فرما، و به آمرزش خود ـ که چون آن را به آرزومندش ارزانی کنی، در نظرت بزرگ نیاید ـ بر من نیز منّت گذار.

در این روز، برای من نصیبی قرار ده که با آن از خشنودی تو بهره‌مند شوم، و مرا از آنچه بندگان کوشای تو از درگاهت به ارمغان می‌آورند، دست تهی بر مگردان.

من از کارهای نیکی که ایشان کرده‌اند، با خود هیچ ندارم، اما پیش از این، به یگانگی تو و نفی اضداد و امثال و همانند از تو معتقد بوده‌ام، و از درهایی به سوی تو آمده‌ام که خود فرموده‌ای از آن درها بر تو وارد شویم، و با چیزی به درگاه تو تقرّب جسته‌ام که هرگز کسی جز با آن به درگاه تو تقرّب نتواند جست.

سپس در پی این حالت، با توبه و اخلاص به سویت آمده‌ام؛ با خواری و زاری به درگاه تو، و با گمان نیک به تو، و اطمینان به رحمت تو در دو جهان. و امید به تو را ضمیمه‌ی آن کرده‌ام؛ امیدی که آرزومندانت از آن بی‌نصیب نمی‌مانند.

و همچون بنده‌ی حقیر خوار بینوای فقیر ترسانی که به تو پناه آورده است، نیاز خود را از تو خواسته‌ام؛ با ترس و تضرّع و پناه‌جویی و امان طلبی، نه از سَرِ گردن فرازی متکبّران به تکبّر، و نه از روی بلند پروازی طاعت پیشگان به گستاخی، و نه از روی دلخوشی به شفاعت شفیعان.

اینک من از هر کمی کم‌تر، و از هر خواری خوارترم؛ چنان ذرّه‌ای یا کم‌تر از آن. پس ای آن که در کیفر بدکاران شتاب نمی‌ورزی و ناز پروردگانِ در نعمت را به ناگاه نمی‌میرانی، ای آن که به احسان حود گنهکاران را می‌آمرزی و خطاکاران را به نیکی کردن زیاد مهلت می‌دهی،

من بنده‌ی گنهکار معترفِ خطا پیشه‌ی لغزش خورده‌ام.

من کسی هستم که در برابر تو گستاخی ورزیده‌ام.

من کسی هستم که به دلخواه خود تو را نافرمانی کرده‌ام.

من کسی هستم که اعمال زشت خود را از بندگانت پوشیده‌ام و پیش تو آشکارشان ساخته‌ام.

من کسی هستم که از بندگانت ترسیده‌ام و خود را از تو در امان دیده‌ام.

من کسی هستم که از قهر و غلبه‌ی تو پروا نکرده‌ام و از خشم تو نهراسیده‌ام.

منم که بر خود ستم کرده‌ام.

منم که گروگانِ بلای خود شده‌ام.

منم که شرم و حیای اندک دارم.

منم که رنجی دراز و دیرینه خواهم داشت.

خدایا، سوگندت می‌دهم به حقِ آن کس که از میان آفریدگانت او را برگزیده‌ای، به آن که او را برای خود پسندیده‌ای، به حقِ آن که اطاعت او را به اطاعت خود پیوسته‌ای، به آن که نافرمانی او را نافرمانی خود شمرده‌ای، به حق آن که دوستی او را با دوستی خود قرین ساخته‌ای، به آن که دشمنی او را در شمار دشمنی خود آورده‌ای، در این روز، مرا مثل کسانی که بیزار از گناه در پیشگاه تو زاری می‌کنند و توبه‌کنان به آمرزشت پناه می‌آورند و تو آنان را می‌آمرزی، جامه‌ی رحمت و بخشایش بپوشان.

و کار مرا سامان ده، به آن چیزی که کار طاعت پیشگان و مقرّبان و منزلت‌داران خود را با آن به اصلاح می‌آوری.

و خود به تنهایی مرا سرپرستی کن؛ آن سان که خود به تنهایی از کسانی سرپرستی می‌کنی که به عهد تو وفا کرده‌اند و خود را در اطاعت از تو به رنج افکنده‌اند و در طلب خشنودی‌ات به سختی کوشیده‌اند.

مرا به سبب این که در جلب ثوابت کوتاهی کرده‌ام و در محرّماتت پای از حدّ خود فراتر نهاده‌ام و از مرز احکامت بیرون رفته‌ام، کیفر مکن،

و با مهلت دادنِ خود، مرا به غفلت مینداز و غافلگیر مساز؛ همچون کسی که خیر خود را از من دریغ کرد و چنین پنداشت که رساندنِ آن خیر به من، تنها به دست اوست، و حتی در نعمت بخشی خود تو را شریک ندانست.

از خوابِ بی‌خبران و ناهشیاری اسرافکاران و خواب آلودگی به خود رها شدگان بیدارم کن،

و قلب مرا به کاری بر گمار که طاعت پیشگان را بدان گماشته‌ای، و اهل عبادت را بدان واداشته‌ای، و با آن، مردم سست و کاهل را از آتش رها ساخته‌ای.

مرا از چیزهایی که از تو دورم می‌سازند و میان من و بهره‌ام از تو فاصله می‌شوند و مرا از درخواست خود باز می‌دارند، در پناه خود آور،

و چنان کن که من به آسانی راه نیکی‌ها را به سوی تو بپیمایم، و از همان راه که تو فرموده‌ای، در رسیدن به نیکی‌ها شتاب نمایم، و بدان گونه که خود خواسته‌ای، در انجام دادن آنها حریصانه بکوشم.

مرا با کسانی که تهدید تو را به هیچ نمی‌گیرند، هلاک مفرما،

و با آنان که خود را در معرض خشم سنگین تو قرار می‌دهند، نابود مگردان،

و با آنان که از راه تو منحرف شده‌اند، در هم مشکن،

و مرا از ناگواری‌های بلا و فتنه رهایی بخش، و از تنگناهای آشوب بیرون آور، و به مهلت دادنِ خود غافلگیر مساز،

و حائل شو میان من و دشمنی که گمراهم سازد، و خواهش نفسانی که در هلاکم اندازد، و زیانی که به من روی آورَد.

از من رو مگردان همچون رویگردان شدنت از کسی که بر او خشم گرفته‌ای و دیگر از او خشنود نگشته‌ای،

و مرا از دل بستن به امید خود مأیوس مکن، چندان که ناامیدی از رحمتت بر من غالب شود،

و مرا به نعمتی که تاب آن ندارم میازمای که بار محبتت بر شانه‌هایم سنگینی کند و از پای درآیم،

و مرا مانند کسی که در او هیچ خبری نیست و تو را با او کاری نبوَد و بازگشتش به سوی تو ممکن نباشد، از دست فرو مگذار،

و مثل کسی که از چشم عنایت تو افتاده و دست تو جامه‌ی شوربختی بر تنش پوشانده است، از درگاه خود دور مساز، بلکه دستم را بگیر و از افتادنِ فرو افتادگان و دلهره‌ی گمراهان و لغزشِ فریب خوردگان و گردابِ مرگِ هلاک شدگان، نجاتم ده.

و مرا از امتحانی که غلامان و کنیزان خود را بدان می‌آزمایی، به سلامت دار، و به مقام و مرتبه‌ی کسانی رسان که به آنان توجه داری و نعمت‌شان داده‌ای و از ایشان خشنود بوده‌ای و آنان را زندگی پسندیده عطا کرده‌ای و با سعادت میرانده‌ای.

چنان کن که فکرِ دل برکندن از هر چه نیکی‌هایم را نابود می‌کند و برکاتم را به باد می‌دهد، هرگز از من جدا نشود، و همانند گردنبندی، پیوسته بر گردنم باشد،

و قلب من، خود را در جامه‌ی تنفّر از زشتی‌های خطا و رسوایی‌های گناه بپوشاند.

مرا به کاری که جز با عنایت تو بدان دست نمی‌یابم، سرگرم مکن، تا از کاری که جز با آن به خشنودی‌ات نمی‌رسم، وانمانم،

و از دلِ من محبت این دنیای بی‌قدر و منزلت را ریشه‌کن ساز؛ دنیایی که مرا از آنچه نزد توست باز می‌دارد، و مانع می‌شود که وسیله‌ای برای رسیدن به تو فراهم آورم، و مرا از تقرّب جستن به تو غافل می‌گردانَد.

زیبایی‌های تنها بودن در شب و روز، و راز و نیاز با خود را به چشمم بیارای،

و مرا عصمتی بخش که به ترس از تو نزدیکم سازد، و میان من و ارتکاب گناهان جدایی اندازد، و مرا از کمند معاصی بزرگ وارهانَد.

از آلودگی نافرمانی پاکیزه‌ام گردان، و ناپاکی خطاها را از من بزدای، و مرا با جامه‌ی سلامت بپوشان، و تن پوش عافیت بر تنم کن، و با نعمت گسترده‌ی خود مرا در بر گیر، و فضل و احسان خود را پی در پی به من برسان.

به توفیق و راهنمایی خود مرا نیرو بخش، و بر نیت شایسته و گفتار پسندیده و کردار نیکو یاری‌ام فرما، و بی‌قوّت و قدرت خود، به قدرت و قوّت خویشم وامگذار،



ادامه مطلب
آخرین ویرایش: - -

دعای 48 : نیایش امام سجاد (علیه السلام) در روز عید قربان و جمعه

نویسنده : ط ط دوشنبه 6 خرداد 1392 02:03 ق.ظ  •   

 

نیایش آن حضرت در روز عید قربان و جمعه

خدایا، امروز روزی مبارک و فرخنده است و مسلمانان در هر گوشه و کنار زمین، گرد هم آمده‌اند؛ گروهی به نیاز خواهی از تو، عدّه‌ای در طلب نعمت‌هایت، جمعی امیدوار، و دسته‌ای با ترس و لرز، و تو نیازهای ایشان را می‌بینی. حال از تو می‌خواهم که به لطف و کرم خود، و به آسان بودن خواهش من نزد تو، بر محمد و خاندانش درود فرستی.

خدایا، ای پرودرگار ما، از آنجا که فرمانروایی هستی از آنِ تو، و حمد و ستایش برای توست، و جز تو هیچ خدایی نیست، و تویی آن خداوند بردبارِ بزرگوارِ مهربانِ بخشنده‌ی نعمت و صاحب شکوه و بزرگی و پدید آورنده‌ی آسمان‌ها و زمین، از تو می‌خواهم که هرگاه میان بندگانِ مؤمن خود نیکی و تن درستی و برکت و هدایت و توفیقِ بندگی را تقسیم کنی، یا به کار خیری بر آنان منّت نهی و به وسیله‌ی آن به سوی خود هدایت‌شان فرمایی، یا آنان را نزد خود والا مرتبه گردانی، و یا از خوبی‌های دنیا و آخرت چیزی به آنان عطا کنی، نصیب و بهره‌ی من از این بخشش‌ها را بیفزایی.

خدایا، از آن جا که فرمانروایی هستی از آنِ تو، و حمد و ستایش برای توست، و جز تو هیچ خدایی نیست، از تو می‌خواهم که بر محمد ـ که بنده و فرستاده و حبیب و برگزیده‌ی تو از میان آفریدگان است ـ و خاندان محمد ـ که نیکان و پاکان و خیرخواهان‌اند ـ درود فرستی؛ درودی که تنها خود شمارش آن توانی کرد. و ما را در دعاهای شایسته‌ی بندگان مؤمنت که در این روز تو را می‌خوانند، شریک گردانی، ای پروردگار هستی‌ها، و ما و ایشان را بیامرزی، که تو بر هر کار توانایی.

خدایا، من با نیاز خود به سوی تو آمده‌ام، و بارِ فقر و احتیاج و تهی دستی خود را بر درگاه تو فرود آورده‌ام، در حلای که اطمینان من به آمرزش و رحمت تو بیش از اطمینانم به کارهایی است که انجام داده‌ام؛ زیرا عرصه‌ی آمرزش و رحمت تو بسی پهناورتر از محدوده‌ی گناهان من است. پس بر محمد و خاندان محمد درود فرست و خودت هر نیاز مرا برآورده ساز، که تو بر این کار قدرت داری، و این بر تو آسان است، و من فقیر درگاه تواَم و تو از من بی‌نیازی؛ زیرا به هر خیری که رسیده‌ام، به لطف تو بوده است، و جز تو کسی بدی‌ها را از من دور نکرده است، و من در کارِ این جهان و آن جهانِ خود، به غیر تو امید ندارم.

خدایا، کسانی آماده و مهیا شده‌اند که به امید عطاها و بخشش‌های مخلوقِ تو و رسیدن به صله‌ها و جایزه‌هایش، آهنگِ رفتن به سوی او کنند، اما من، ای خدای نعمت دهنده، امروز خود را مهیا و آماده کرده‌ام که به امید آمرزش و احسان تو ساز و برگ سفر بربندم و در طلب عطایا و جایزه‌هایت به سوی تو آیم.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و امروز آن امید مرا به ناامیدی بدل مکن، ای آن که اصرارِ خواهندگان تو را به زحمت نیندازد و عطایت از تو هیچ نکاهد. من نه به دلگرمی کار شایسته‌ی خود به سوی تو آمده‌ام، و نه به امید شفاعت هیچ آفریده‌ای، مگر شفاعت محمد و اهل‌بیت او، که سلام تو بر او و آنان باد.

به درگاهت آمده‌ام، با اقرار به گناه خود و ستمی که بر خود روا داشته‌ام. آمده‌ام در حالی که امیدم به آمرزش بزرگ توست که با آن از خطاکاران درگذشته‌ای، و سرگرمی دراز مدت ایشان به گناه بزرگ، مانع نمی‌شود که تو همچنان مِهر و مغفرت خود را نصیب آنان فرمایی.

ای آن که دامنه‌ی رحمتت بسی گسترده، و مجال عفو و بخششت بسیار است. ای خدای بزرگ، ای خدای بزرگ، ای خدای کریم، ای خدای کریم، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و باز هم رحمت خود را به من کرامت کن، و به فضل خود مرا بنواز، و با آمرزش خود مرا احاطه نما.

خدایا، این جایگاه برای جانشینان و برگزیدگان تو، و مکان امانتداران توست در آن درجات متعالی که مخصوص ایشان گردانیده‌ای، ولی دیگران به ناحق آن را ربوده‌اند؛ و این، تقدیر تو بوده است. فرمان تو چیرگی ناپذیر است، و از تدبیر ناگزیر تو، هر گونه و هر جا که اراده کنی، گریزی نیست. از آنجا که تو به مقتضای حکمت خود از همه داناتری، درباره‌ی آفرینش و اراده‌ی خود متهم نیستی؛ تا این که برگزیدگان و جانشینانت شکست خوردند و حقّ‌شان از دست برفت، و اینک می‌نگرند که فرمان تو دگرگون شده، و کتابت به گوشه‌ای افتاده، و واجبات تو از سمت و سویی که خود مقرّر فرموده‌ای منحرف گردیده، و سنت‌های پیامبرت در حال خود رها شده است.

خدایا، دشمنان ایشان، از پیشینیان و پسینیان، را لعنت فرست، و کسانی را که به کارهای آنان راضی بوده‌اند، و نیز یاران و پیروان‌شان را لعنت کن.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست، که تو ستوده خصال و بزرگواری؛ همچون درودها و برکات و سلام‌هایت که بر بندگان برگزیده‌ی خود، ابراهیم و خاندان ابراهیم، فرستاده‌ای. و در گشایش و آسایش و یاری کردن و قدرت بخشیدن و حمایت ایشان تعجیل فرما.

خدایا، مرا از کسانی قرار ده که تو را یگانه می‌دانند، و حق را پذیرفته‌اند، و فرستاده‌ات را تصدیق کرده‌اند. و پیشوایانی را که طاعت آنان را لازم گردانده‌ای و برنامه‌ی توحید و ایمان به تو به وسیله و به دست ایشان اجرا می‌شود، از جان و دل پذیرا شده‌اند. چنین باد ای پروردگار هستی‌ها.

خدایا، خشم تو را جز بردباری‌ات فرو نمی‌نشاند، و شدت خشمت را جز بخشش تو مانع نمی‌شود، و در برابر عذاب تو جز رحمتت پناهگاهی نیست، و جز زاری در پیشگاه تو، چیزی مرا از عقابت نجات نمی‌بخشد. پس بر محمد و خاندان محمد درود فرست. و ای معبود من، تنها با قدرت خود، که با آن بندگانِ بی‌جان خود را زنده می‌کنی و سرزمین‌های مرده را حیات می‌بخشی، در کار ما گشایشی حاصل کن.

ای معبود من، مرا به اندوه و غم نمیران تا این که خواهشم را برآوری و اجابت دعایم را به من بنمایی و طعم تن درستی را تا زنده‌ام به من بچشانی. مرا دشمن شاد مگردان، و او را بر گردن من سوار مکن، و بر من چیره‌اش مساز.

معبود من، اگر تو مرا بلند مرتبه گردانی، چه کسی خوار و ذلیلم تواند کرد؟ اگر تو مرا حقیر سازی، کیست که سربلندم نماید؟ اگر تو مرا گرامی بداری، چه کسی حقیر و ناچیزم تواند شمرد؟ اگر تو مرا به حقارت درافکنی، دیگر چه کسی گرامی‌ام تواند داشت؟ اگر تو مرا عذاب کنی، کیست که بر من رحمت آورَد؟ و اگر هلاکم سازی، چه کسی می‌تواند به اعتراض در برابرت بایستد یا از کارِ تو پرسش نماید؟ نیک دانسته‌ام که حکم تو را ستمی در پی نیست، و تو در انتقام گرفتن شتاب نمی‌ورزی؛ زیرا کسی شتاب می‌کند که می‌ترسد چیزی را از دست بدهد، و کسی محتاج ستم است که ناتوان باشد؛ حال آن که تو ـ ای معبود من ـ از این چگونگی‌ها، برتری و والاتر.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا هدف تیرهای بلا، و در برابر طوفانِ خشم خود قرار مده. مهلتم ده و اندوهم را ببَر. دستم را بگیرد و از لغزش نگاه دار و با بلاهای پی در پی میازمای، که تو ناتوانی و بیچارگی و زاری مرا به درگاه خود می‌بینی.

خدایا، من امروز از خشم تو به خودت پناه می‌آورم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا در پناه خود گیر.

از شدت خشمت از تو امان می‌طلبم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا در امان دار.

از تو می‌خواهم که مرا از عذاب خود ایمنی بخشی. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا ایمن گردان.

از تو هدایت می‌جویم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا به راه راست ببَر.

از تو می‌خواهم که یاری‌ام کنی. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا مدد فرما.

از تو رحمت و بخشش می‌طلبم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و بر من رحمت آور.

از تو می‌خواهم که مرا کفایت کنی. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و خود مرا کفایت کن.

رزق و روزی خود را از تو می‌خواهم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و روزی‌ام را برسان.

از تو یاری و کمک می‌خواهم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا یاری ده.

از تو می‌خواهم که گناهان پیشین مرا بیامرزی. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا بیامرز.

از تو می‌خواهم که مرا از گناه نگه داری. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا نگاه دار، که اگر تو بخواهی، من هرگز به کاری که ناپسند تو باشد، باز نخواهم گشت.

ای پروردگار من، ای پرودرگار من، ای مهربان، ای بخشنده، ای صاحب بزرگی و احسانِ تمام، بر محمد و خاندانش درود فرست و همه‌ی آنچه را از تو خواسته‌ام و طلب کرده‌ام و با آن به تو روی آورده‌ام، به من ارزانی کن. آن را برای من بخواه و مقدّر نمای، و به مقتضای آن فرمان بِران و آن را روا بدار. و در آن خواسته‌ها که بر می‌آوری، خیر ما قرار ده، و آن را برای من پُر برکت ساز، و با آن بر من تفضّل فرما. و با آنچه به من عطا می‌کنی، نیک بختم گردان، و از فضل خود و نیکی‌های گسترده که نزد توست بر من بیفزا، که تو توانگر و بخشنده‌ای، و آن را به نیکی و نعمت‌های آخرت پیوند بزن، ای مهربان‌ترینِ مهربانان.

 

http://www.andisheqom.com/Files/sahifematn.php?id=48




آخرین ویرایش: - -

دعای 49 : نیایش امام سجاد (علیه السلام) برای دفع حیله‌ی دشمنان

نویسنده : ط ط دوشنبه 6 خرداد 1392 02:00 ق.ظ  •   

 

نیایش آن حضرت برای دفع حیله‌ی دشمنان

خدایا، تو مرا راه نمودی و من بیهودگی را پیشه ساختم؛ پندم دادی و من سنگدلی ورزیدم؛ عطایای نیکدادی و من نافرمانی کردم. آن گاه چون آنچه مرا از آن باز داشته بودی، به من شناساندی و من بدان آگاه شدم، آمرزش طلبیدم و تو مرا بخشودی. سپس دوباره خود را به گناه آلودم تو پرده پوشی کردی. پس حمد و ستایش تو را سزد ای معبود من.

خود را به درّه‌های نیستی درافکندم، و به کوره راه‌های نابودی درآمدم، و در آن میان، خود را با تندباهای خشم تو روبرو کردم، و با شعله‌های عذابت مواجه گردیدیم.

با این همه، تنها دستاویز من برای رسیدن به تو، یگانه دانستنِ توست، و تنها وسیله‌ی من این است که هرگز چیزی را در خدایی با تو شریکندانسته‌ام، و با وجود تو، معبود دیگری نگرفته‌ام، و اینکخود به سویت آمده‌ام، که تو گریزگاه بدکارانی، و پناهگاه آن کس که بهره‌ی خود را تباه کرده و به تو پناه آورده است.

چه بسا دشمنی که شمشیر دشمنی‌اش را بر من آخت، و لبه ی خنجرش را برای کشتن من تیز و برّان ساخت، و دم برنده‌ی آن را به قصد جان من پرداخت، و زهرهای کشنده را با آبِ خوردن من درهم آمیخت، و تیرهای بی‌خطای خود را به سوی من نشانه رفت، و چشمان مراقبش یکلحظه از من غافل نگردید و در خواب نشد، و در دل آورد که مرا گزندی رسانَد و تلخاب دشمنی‌اش را به کام من ریزد.

و تو ای معبود من، دیدی که من از برداشتن بار سنگین رنج‌ها ناتوانم، و از انتقام آن که قصدش جنگیدن با من است درمانده‌م، و در میان دشمنانِ بسیار خود تنهایم؛ همانان که در کمین‌اند تا مرا آن گونه آسیبی رسانند که هرگز بدان نیندیشیده‌ام.

سپس، پیش از آن که بخواهم، تو یاری‌ام کردن و به قصد خود پشت مرا محکم ساختی. برّانی شمشیرش را بی‌اثر کردی، و او را با آن همه یارانِ بی‌شمارَش تنها گذاشتی، و مرا بر او پیروز نمودی، و تیرهایی را که به قصد جان من رها کرده بود، به سوی خودش بازگرداندی، و بی‌آن که باد خشمش را فرو نشانَد و سوز کینه‌اش را تسکین دهد، او را به عقب راندی، و در آن حال که یاران و سپاهیانش به وعده‌ی خود وفا نکردند، سرانگشت خود را با دندان گَزید و پشت به میدان جنگ کرد و گریخت.

و چه بسا ستمکارای که با فریب و نیرنگ خود بر من دست گشود، و دام‌های خویش بر سَرِ راه من بگسترد، و به جستجوی من همّت گماشت، و همچون درّنده‌ای که در کمین صید گریخته‌ی خود نشسته، در کمین من بنشست؛ در انتظار فرصتی که شکار خود را به چنگ آورَد. و در حالی که با چاپلوسی به من روی خوش نشان می‌داد، مرا با نگاهی کینه‌توزانه می‌نگریست.

آن گاه که تو، ای معبود من ـ که نامت بلند و فرخنده باد ـ فسادِ باطن و زشتی نهانش را دیدی، او را با سر در همان گودالی افکندی که برای به دام انداختن من فراهم کرده بود، و در آن سرنگونش ساختی، تا این که پس از آن همه سرکشی، با ذلّت و خواری به همان دامی درافتاد که می‌اندیشید مرا گرفتار آن سازد. و اگر نبود رحمت تو، نزدیکبود که هر چه بر سَرِ او آمد، بر سَرِ من نیز بیاید.

و چه بسا حسودی که آسایش من سبب شد غصه راه گلویش را ببندد و خشم چون استخوانی حلقومش را بخراشد، پس به زبان تیز خود مرا آزرد، و با تهمت عیب و نقص خود را بر من نهاد، و آبروی مرا آماج تیرهای کینه‌ی خود ساخت، و خصلت‌های زشتی را که خود یکدم از آنها جدا نبودم، بر من بست، و با مکر خود مرا به خشم آورد، و با نیرنگ خود قصد جانم کرد.

پس ای معبود من، تو را ندا دادم، در حالی که از تو می‌خواستم به فریادم رسی، و مطمئن بودم که به زودی مرا پاسخ می‌دهی، و می‌دانستم که هر کس در سایه‌ی لطف و حمایتت پناه گیرد، ستم دیده نشود، و هر که خود را به سنگر انتقامت رسانَد، بیم و هراسش نباشد. پس تو مرا به قدرت خود، از بی‌رحمی او پناه دادی.

و چه بسا ابرهای بلا را که از فراز سرم پراکندی، و چه بسا ابرهای پُر نعمت را که بر من باراندی، و جویبارهای رحمت را که برای من جاری کردی، و جامه‌های تن درستی را که بر تنِ من پوشاندی. چه بسا چشم‌های حوادث که مرا می‌پایید و تو کورشان کردی،و چه بسا پرده‌های تاریکغم که آنها را کنار زدی.

چه بسا گمانِ نیکو که در حقّ من به واقعیت رسانیدی. چه بسا تهی‌دستی مرا که با توانگری جبران کردی. چه بسا که در سختی‌ها از پا فتادم و تو مرا بر سَرِ پا آوردی. چه بسا بیچارگی‌ای که تو یکباره آن را دگرگون کردی.

اینها همه انعام و احسان تو بود، و من همچنان در نافرمانی تو سخت می‌کوشیدم، ولی بدکرداری من مانع نشد که احسان خود را در حق من به کمال رسانی، و نیکرفتاری تو با من سبب نگردید که از کارهایی که موجب خشم توست، بپرهیزم. آری، تو درباره‌ی آنچه می‌کنی بازخواست نشوی.

به خدا سوگند که چون چیزی از تو خواستند، بخشیدی، و بی آن که بخواهند، نیز عطا کردی، وچون فضل تو را طلب کردند، بخل نورزیدی. ای مولای من، تو از هر چه اِبا کنی، احسان و نعمت بخشیدن و نیکی انعام را دریغ نخواهی کرد، و من از هر چه دوری کنم، از انجام دادن محرّمات و پا فراتر نهادن از حدود احکامت و غفلت نمودن از بیم‌دادن‌هایت خود را نگاه نخواهم داشت. پس حمد و ستایش تو را سزد ای معبود من، ای مقتدری که شکست ناپذیری، و ای مهلت دهنده‌ای که شتاب نمی‌ورزی.

این جایگاه کسی است که به نعمت‌های بسیار تو معترف است، ولی آنها را با کوتاهی در سپاسگزاری تو، پاسخ گفته و اینکعلیه خود گواهی می‌دهد که احکام و حدودت را تباه کرده است.

خدایا، من با تمسّکبه مقام بلند محمد و راه روشن علی به تو تقرّب می‌جویم، و به واسطه‌ی آن دو به تو روی می‌آوم، بدان امید که مرا از گزند بدی‌هایی که خود می‌دانی پناه دهی، که این کار با وجود توانگری‌ات تو را به سختی نیندازد، و پیش قدرتت مشکل ننماید، که تو بر هر کار توانایی.

پس ای معبود من، رحمت و دوام توفیق خود را به من ارزانی کن تا آن را نردبانی سازم برای بالا رفتن به سوی خشنودی تو و ایمن شدن از عقوبت تو، ای مهربان‌ترینِ مهربانان.




آخرین ویرایش: - -

دعای 50: نیایش امام سجاد (علیه السلام) در مقام خوف از خدای تعالی

نویسنده : ط ط دوشنبه 6 خرداد 1392 01:56 ق.ظ  •   


نیایش آن حضرت در مقام خوف از خدای تعالی

خدایا، تو اندامم را موزون آفریدی، و مرا در خُردی پروریدی، و به اندازه روزی دادی.

خدایا، من در کتاب تو که فرو فرستاده‌ای و با آن بندگانت را بشارت داده‌ای، یافته‌ام که فرموده‌ای: «ای بندگان من که بر خود ستم روا داشته‌اید، از رحمت خدا ناامید مشوید؛ زیرا خدا همه‌ی گناهان را می‌آمرزد.» و پیش از این، کارهایی از من سر زده است که خود می‌دانی و از من بدان‌ها آگاه‌تری. پس وای بر من از این رسوایی، به سبب گناهانی که نامه‌ی عمل من در خود ثبت کرده است.

و اگر نبود که من به آمرزش فراگیر تو امیدوارم، خودم را به نابودی می‌افکندم، و اگر کسی را توانایی آن می‌بود که از پروردگارش بگریزد، بی شک من به گریختن از تو سزاوارتر بودم. هیچ رازی در آسمان و زمین بر تو پوشیده نیست و آن را در قیامت آشکار می‌کنی، در حالی که هم جزا دهنده‌ای و هم حسابگر امور.

خدایای، اگر بگریزم، مرا طلب کنی، و اگر فرار کنم، مرا دریابی. اینک این منم که شکسته و خوار و زبون در برابرت ایستاده‌ام. اگر عذابم کنی، سزاوارم، و این کار ـ ای پروردگار من ـ از سوی تو عدل است؛ و اگر بیامرزی، چه عجب که از گذشته‌ای دور مشمول آمرزش تو بوده‌ام و جامه‌ی عافیت بر من پوشانده‌ای.

حال ـ خدایا ـ از تو می‌خواهم که به نام‌های پنهانت، و آن زیبایی و جمال که در پَسِ پرده‌های عزّت و جلالت پوشیده مانده است، رحمت آوری بر این جان بی‌تاب و مشتی استخوانِ سست و بی‌شکیب که تاب گرمای آفتابت را ندارد. پس گرمای آتش دوزخ را چگونه برتابد؟ و جانی که طاقت بانگ رعد تو را ندارد. پس چگونه بانگ خشم تو را تاب آورَد؟

خدایا، بر من رحم کن که مردی حقیر و بی‌مقدارم، و قدر و منزلتم اندک است. عذاب کردن من به اندازه‌ی موری حتی بر قلمرو فرمانروایی‌ات نیفزاید. و اگر چنین باشد، از تو می‌خواهم که مرا بر آن عذاب شکیبایی دهی، و خود، آن افزونی را برای تو می‌پسندم، ولی چه کنم ـ خدایا ـ که قلمرو فرمانروایی‌ات گسترده‌تر، و پادشاهی‌ات جاودانه‌تر از آن است که اطاعتِ بندگانِ فرمانبردار بر آن بیفزاید و نافرمانی گنهکاران از آن بکاهد.

پس ای مهربان‌ترینِ مهربانان، بر من رحمت آور و از من درگذر، ای صاحب بزرگی و بخشندگی، و توبه‌ام را بپذیر که تو توبه پذیر و مهربانی.

 

http://www.andisheqom.com/Files/sahifematn.php?id=50




آخرین ویرایش: - -

دعای 51 : نیایش امام سجاد(علیه السلام) در تضرّع و اظهار خاکساری

نویسنده : ط ط دوشنبه 6 خرداد 1392 01:54 ق.ظ  •   


نیایش آن حضرت در تضرّع و اظهار خاکساری

ای معبود من، تو را می‌ستایم ـ و تو سزاوار هر ستایشی ـ بدان سبب که در حقِ من نیکی‌ها کردی، و نعمت‌های فراوان به من بخشیدی، و عطایای بسیار ارزانی فرمودی، و به رحمت خود مرا بر دیگران برتری دادی، و نعمت خویش را بر من تمام گرداندی. تو درباره‌ی من چندان خوبی و احسان کرده‌ای که دست شکر و سپاس من از آن کوتاه است.

آری، اگر نبود احسان تو و نعمت‌های بسیارت، من بهره‌ی خود را به دست نمی‌آوردم و نَفس خود را اصلاح نمی‌کردم؛ ولی تو پیش از آن که درخواست کنم، به من احسان فرمودی، و در همه‌ی کارها از دیگران بی‌نیازم کردی، و سختی بلا را از من دور ساختی، و حکم سهمگین خود را از من باز داشتی.

ای معبود من، چه بسیار بلای بیش از طاقت که از من بگرداندی، و چه بسیار نعمت که چشم دلم را بدان روشنی بخشیدی، و چه بسیار احسان که از روی بزرگواری در حقِ من روا داشتی.

توی که هنگام ناچاری و بیچارگی، دعایم را به اجابت رساندی، و چون به پرتگاهِ گناه افتادم، دستم را گرفتی و مرا آمرزیدی و حقّ مرا از دشمنانم ستاندی.

ای معبود من، هرگاه از تو چیزی خواسته‌ام، بخیلت نیافته‌ام، و هرگاه آهنگِ دیدار تو کرده‌ام، گرفته و درهم نبوده‌ای، بلکه دیده‌ام دعای مرا می‌شنوی و آنچه خواسته‌ام عطا می‌کنی، و دیده‌ام در هر حالتی که هستم، و در هر زمانی که به سر می‌برم، نعمت‌های فراوانت بر من ارزانی شده است. از این روست که تو نزد من در خورِ ستایشی و احسانت پیش من نیکوست.

جان و زبان و عقل من تو را ستایش کنند؛ ستایشی که به حدّ کمال خود و حقیقتِ سپاست نایل آمده و منتهای خشنودی تو از من است. پس مرا از شدتِ خشم خود رهایی ده.

ای جان پناهِ من در آن هنگام که راه‌های گوناگون مرا در یافتنِ راه رستگاری به رنج و سختی می‌افکنند. ای بخشنده‌ی گناه من، اگر تو زشتی‌های مرا از چشم مردم نمی‌پوشاندی، من از رسوایان بودم. ای آن که با یاری خود مرا توانای بخشیدی، اگر یاری‌ام نمی‌کردی، از شکست خوردگان بودم. ای آن که پادشاهان در پیشگاه تو یوغ ذلت و خواری را بر گردن نهاده‌اند و از قدرت و سختگیری‌ات هراسان‌اند. ای آن که پرهیزگاری بندگانت را سزاواری، و ای آن که نام‌های نیکو داری، از تو می‌خواهم که مرا ببخشای و بیامرزی؛ زیرا نه بی‌گناهم که روی عذر خواهی داشته باشم، نه نیرویی دارم که بر تو پیروز شوم، و نه گریزگاهی که بدان بگریزم.

از تو می‌خواهم که از گناهانم درگذری، و از آن گناهان که مرا در بند خود کرده و از همه سو احاطه نموده و از پرتگاه نابودی فرو افکنده است، پوزش می‌خواهم. ای پروردگار من، از گزند آن معاصی، توبه کنان به سویت گریخته‌ام، پس توبه‌ام را بپذیر. به درگاهت پناه پناه آورده‌ام، پس پناهم ده. از تو پناه می‌جویم، پس مرا خوار مساز. نیاز خواه تواَم، پس نعمت خویش را از من دریغ مدار. در تو آویخته‌ام، پس دستم را رها مکن. خواهان لطف تواَم، پس نومیدم برمگردان.

ای پروردگار من، تو را می‌خوانم، در حالی که درویشم و نالان و ترسان و نگران و بیمناک و فقیر، و از درگاه تواَم گریزی نیست.

ای معبود من، پیش تو شکایت می‌کنم از ناتوانی‌ام در شتاب ورزیدن به سوی وعده‌هایی که به دوستانت داده‌ای، و دوری گزیدن از چیزهایی که دشمنانت را از آنها ترسانده‌ای، و شکایت می‌کنم به تو از فراوانی اندوه و وسوسه نَفسِ خویش.

معبودِ من، تو مرا به نیت بَدم رسوا نساختی، و به سبب گناهانم به ورطه‌ی نیستی نینداختی. چون می‌خوانمت، پاسخم می‌گویی؛ اگر چه هنگامی که تو مرا به سوی خود می‌خوانی، درنگ می‌ورزم. هر حاجت که خواهم، تنها از تو خواهم، و هر جا که باشم، راز دل با تو در میان می‌گذارم. جز تو را نمی‌خوانم و جز به تو امید نمی‌بندم.

پیوسته فرمانبردارم؛ چرا که هر کس شکایت پیش تو آورَد، آن را می‌شنوی، و هر کس بر تو توکل کند، به او روی می‌آوری، و هر کس در تو آویزد، او را رهایی می‌بخشی، و هر کس به تو پناه آورَد، غم و اندوهش را می‌بَری.

پس معبود من، مرا به سبب اندک بودن سپاسم، از خیر آن جهان و این جهان محروم مساز، و گناهانم را که خود از آنها آگاهی، بیامرز.

با این همه، اگر عذابم کنی، چه می‌توانم گفت، که من ستمکارم، سهل‌انگارم، تبهکارم، گنهکارم، مقصّرم، لاابالی و غافل از بهره‌ی خویشم. اما اگر مرا بیامرزی، چه جای شگفتی، که تو مهربان‌ترینِ مهربانانی.




آخرین ویرایش: - -

دعای 52 : نیایش امام سجاد(علیه السلام) در اصرار ورزیدن بر دعا

نویسنده : ط ط دوشنبه 6 خرداد 1392 01:50 ق.ظ  •   

 

نیایش آن حضرت در اصرار ورزیدن بر دعا

ای خدایی که نه در زمین چیزی از تو پوشیده می‌ماند و نه در آسمان، و چگونه چیزی که خود آن را آفریده‌ای، از تو پنهان تواند بود ای معبود من؟ یا چگونه چیزی را که خود پدید آورده‌ای، شماره نتوانی کرد؟ یا چگونه چیزی که تدبیر کارش به دست توست، از چشمت پنهان شود؟ یا چگونه می‌تواند از تو بگریزد کسی که بی‌رزق و روزی تو زنده نخواهد بود؟ و یا چگونه از بندِ اراده‌ات رهایی یابد آن کس که جز در قلمروِ فرمانروایی‌ات راهی برایش نیست.

پاک و منزّهی تو، از آفریدگانِ تو آن کس که بیش‌تر تو را بشناسد، از تو بیش‌تر می‌ترسد، و آن کس که طاعتش بیش از دیگران باشد، فروتنی‌اش در پیشگاه تو بیش‌تر خواهد بود، و خوارترینِ آنان کسی است که روزی‌اش را تو می‌دهی، ولی او دیگری را پرستش می‌کند.

پاک و منزّهی تو، آن کس که به تو شک می‌ورزد و فرستادگانت را دروغ می‌پندارد، از پادشاهی‌ات نتواند کاست. آن کس که حکم تو را بر نمی‌تابد، نتوان از فرمان تو سرپیچد، و آن کسی که قدرتت را منکر می‌شود، خود را از سلطه‌ی تو باز نتواند داشت، و آن کس که جز تو را می‌پرستد، از دست تو راه گریزش نیست، و آن کس که دیدار تو را خوش ندارد، در دنیا جاودان نخواهد زیست.

پاک و منزّهی تو، و چه بلند است مرتبه‌ات، و چه غالب است قدرتت، و چه سخت است نیرویت، و چه نافذ است فرمانت.

پاک و منزّهی تو، مرگ را برای همه‌ی آفریدگانت مقدّر کرده‌ای؛ چه آنان که تو را به یکتایی می‌پرستد و چه آنان که نمی‌پرستند. همگان چشنده‌ی طعم مرگ هستند، و همه رهسپار کوی تواَند. نامت بلند و فرخنده است. چز تو هیچ خدایی نیست. کتایی و انباز نداری.

به تو ایمان آوردم، و فرستادگانت را تصدیق کردم، و کتابت را پذیرفتم، و به هر معبودی جز تو کافر گردیدم، و از هر که غیر تو را پرستید، بیزار شدم.

خدایا، روز و شبم را در حالی سپری می‌کنم که کار نیک خود را اندک می‌بینم، و به گناه خود معترفم، و به خطای خود اقرار دارم. من چون بر خویشتن ستم کرده‌ام، ذلیل و خوارم. کردار من مرا به نابودی افکنده، و هوای نَفسِ من تباهم گردانیده، و شهوات مرا از خوبی‌ها بی‌بهره ساخته است.

ای مولای من، از تو درخواست می‌کنم؛ چونان کسی که آرزوهای دراز او را به کارِ بیهوده سرگرم نموده، و جسمش به سبب تن درستی به غفلت افتاده، و قلبش به افزونی نعمت فریفته گردیده، و کم‌تر به فرجام کار خود می‌اندیشد؛

چونان کسی که آرزوها بر او چیره شده، و خواهش نَفس به فتنه‌اش دچار کرده، و دنیا تما موجودش را به تصرّف درآورده، و مرگ بر او سایه افکنده است؛ چونان کسی که گناهان خود را بسیار می‌بیند و به خطای خود معترف است؛ چونان کسی که نه جز تو پروردگاری دارد و نه جز تو سرپرستی می‌شناسد. کسی او را از خشم تو نمی‌رهانَد، و او هرگز پناهگاهی نمی‌یابد که از تو بدان پناه برد، مگر آنگاه که به درگاه تو پناه آورَد.

معبود من، از تو می‌خواهم که به حقِ خود که بر همه‌ی آفریدگانت لازم گردانده‌ای، و به نام بزرگ خود که به پیامبرت فروده‌ای با آن به تسبیح تو پردازد، و به بزرگی ذات بزرگوارت که نه کهنگی می‌پذیرد، نه دگرگون می‌شود، نه تغییر حالت می‌دهد و نه از میان می‌رود، بر محمد و خاندان محمد درود فرستی و مرا با عبادت خود از هر چیز بی‌نیاز کنی، و با ترس از خود، محبت دنیا را از دلم بزدایی، و به رحمت خود مرا با دستی پر از کرامت باز گردانی؛

زیرا من تنها به سوی تو می‌گریزم، و تنها از تو می‌ترسم، و تنها از تو فریادرسی می‌خواهم، و تنها به تو امیدوارم، و تنها تو را می‌خوانم، و تنها به درگاه تو پناه می‌آورم، و اعتمادم تنها به توست، و تنها از تو یاری می‌جویم، و تنها به تو ایمان دارم، و تنها بر تو توکل می‌کنم، اتکای من تنها به جود و بخشش توست.




آخرین ویرایش: - -

دعای 53 : نیایش امام سجاد(علیه السلام) در ابراز فروتنی و تواضع

نویسنده : ط ط دوشنبه 6 خرداد 1392 01:48 ق.ظ  •   


نیایش آن حضرت در ابراز فروتنی و تواضع


پروردگار من، گناهانم زبانِ مرا بند آورده و رشته‌ی سخنم را از هم گسسته است و من عذری اقامه نتوانم کرد. پس همچنان اسیرِ گرفتاری و گروگانِ کردار خویشتنم. در میان گناهان سرگردانم، و از مقصد خود بیراه شده‌ام و دستم از چاره کوتاه است.

من خود را در جایگاه گنهکارانِ سرشکسته قرار داده‌ام؛ در جایگاه شوربختانی که با تو گستاخی می‌ورزند و تهدیدهایت را سبک می‌شمارند.

پاک و منزّهی تو، به چه جرئتی با تو گستاخی کردم؟ و با کدامین فریب خود را به ورطه‌ی نابودی افکندم؟

ای مولای من، بر من رحمت آور که به صورت بر زمین افتاده‌ام و از راه لغزیده‌ام. به حِلم خود از نادانی‌ام درگذر، و به احسان خود از بدکرداری‌ام، که به گناه خود اقرار دارم و به خطای خود معترفم. اینک این دست من و این سَرِ من که برای قصاص از خود آن را با فروتنی تسلیم کرده‌ام. بر پیری‌ام و پایان گرفتنِ روزگارم و نزدیک شدنِ مرگم و ناتوانی و درویشی و بیچارگی‌ام رحمت آور.

مولای من، به من رحم کن آن گاه که پایم از دینا بریده شود، و یادم از خاطر آفریدگان برود، و همچون کسی که یکباره از یاد رفته است، به جمع فراموشان درآیم.

مولای من، آن گاه که چهره و حالتم دگرگون شود و جسمم بپوسد و اندامم پاره گردد و بندبند وجودم از هم بگسلد، بر من رحمت آور، که وای بر غفلت من از آنچه در پیش رو دارم.

مولای من، در آن روز که از گور خود به درآیم و زنده شوم، به من رحم کن، و در آن روز جای ایستادنِ مرا برای حساب در میان دوستدارانت قرار ده، و چنان کن که با دوستانت به سوی میزان روانه شوم و در سایه‌ی قربِ تو منزل گزینم، ای پروردگار هستی‌ها.




آخرین ویرایش: - -

دعای 54 : نیایش امام سجاد (علیه السلام) در طلب از میان بردن غم‌ها

نویسنده : ط ط دوشنبه 6 خرداد 1392 01:47 ق.ظ  •   

نیایش آن حضرت در طلب از میان بردن غم‌ها

ای غمگسار و ای اندوه زدا، ای بخشنده در این جهان و آن جهان و مهربان در هر دو سرا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست. اندوهم را ببَر و غمم را از میان بردار.

ای یگانه، ای یكتا، ای كسی كه همگان نیاز خود پیش تو آورند، ای آن كه نزاده‌ای و زاده نشده‌ای و هیچ كس همتای تو نیست، مرا از بدی‌ها نگاه دار و از گناه پاكیزه بدار و گرفتاری‌ام را برطرف گردان.

خدایا، من اینك مانند كسی هستم كه سخت نیازمند گردیده و نیرو و توانش رو به ضعف نهاده و گناهانش فراوان شده است؛ همچون كسی كه جز تو برای درمانِ نیاز خود فریادرسی نمی‌بیند، و برای ضعف خود نیرو دهنده‌ای، و برای گناهانش آمرزنده‌ای. ای صاحب بزرگی و بزرگواری، از تو می‌خواهم كه مرا به كاری توفیق دهی كه هر كس آن را انجام دهد، تو دوستش می‌داری، و یقینی ببخشی كه هر كس در جریان نافذ بودن فرمانت به حقیقتِ آن یقین برسد، از آن بهره‌مند شود.

خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و مرا بر صدق و راستی بمیران، و رشته‌ی نیازم را از دنیا بگسل، و مرا تنها به چیزی كه نزد توست راغب گردان، تا از سَرِ شوق دیدار تو را خواهم، و چنان كن كه به راستی بر تو توكل نمایم.

من خواهانِ بهترین تقدیری هستم كه برایم رقم زده‌ای، و از سرنوشت بدی كه پیش از این مقدّر فرموده‌ای، به تو پناه می‌برم. من از تو ترسِ عبادت پیشگان و طاعتِ خاشعان و یقینِ توكل كنندگان و توكلِ مؤمنان را می‌خواهم.

خدایا، چنان كه رغبت من به درخواست كردن از تو، همچون رغبت اولیای تو باشد هنگامِ خواهش، و آن گونه از تو بیمناك باشم كه دوستان تو از تو بیمناك‌اند، و مرا در راه خشنودی خود چنان به كار دار كه چیزی از احكام دین تو را به سبب ترس از آفریدگانت فرو نگذارم.

خدایا، نیاز من این است. پس شوق مرا برای رسیدن به آن فراوان كن، و عذر و بهانه‌ام را در این خواسته آشكار نما، و حجّت مرا در آن به من بفهمان، و جسمم را در طلبش به سلامت دار.

خدایا، هر كس به غیر تو امید و اطمینانی داشته باشد، اعتماد و امید من در همه‌ی كارها به توست. پس برای من چیزی را مقدّر كن كه سرانجامش از همه نیكوتر است، و مرا از فتنه‌های گمراه كننده رهایی بخش، ای مهربان‌ترینِ مهربانان.

و خدای تعالی درود فرستد بر سرور ما محمد، فرستاده‌ی برگزیده ی خدا، و خاندان پاكیزه‌ی او.



آخرین ویرایش: - -


تعداد کل صفحات ( 4 ) 1 2 3 4